

.jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : آب در نگاه عمومی مفهومی ساده و ملموس است؛ چیزی که از شیرهای آب جاری میشود، در کشاورزی مصرف میشود یا در سدها ذخیره میگردد. اما آنچه از نگاه بسیاری پنهان مانده، سهم عظیمی از مصرف آب است که هرگز مستقیماً دیده نمیشود و در کالایی که میخریم یا غذایی که میخوریم، بهصورت نامرئی حضور دارد. این همان چیزی است که کارشناسان آن را «آب مجازی» مینامند؛ آبی که در فرآیند تولید یک کالا مصرف شده اما در محصول نهایی وجود ندارد. اهمیت این مفهوم زمانی روشنتر میشود که بدانیم بخش عمده فشار بر منابع آبی کشور نه از مصرف خانگی بلکه از الگوهای تولید و مصرف ما سرچشمه میگیرد. مفهوم آب مجازی، روایتی است که رسانهها کمتر به آن پرداختهاند، درحالیکه میتواند کلید بازنگری الگوی مصرف و تولید در کشورهایی مانند ایران باشد؛ کشورهایی که با بحران مزمن آب روبهرو هستند و هر تصمیم اقتصادی یا کشاورزی میتواند تأثیر مستقیم بر سرنوشت منابع آبی آنها داشته باشد.
وقتی هر لقمه رودخانهای را میبلعد؛ روایت آب پنهان در زندگی ما
برای درک عمق مسئله کافی است بدانیم تولید یک کیلوگرم گوشت گاو بهطور متوسط حدود پانزده هزار لیتر آب مصرف میکند و این عدد در برخی مناطق به بیست هزار لیتر هم میرسد. این میزان مصرف تنها به آب آشامیدنی دام محدود نمیشود بلکه شامل آبی است که برای تولید علوفه، فرآوری خوراک، نگهداری دام، حملونقل و سایر مراحل زنجیره تولید استفاده میشود. بر همین اساس، مصرف هر وعده غذایی حاوی گوشت گاو در واقع مصرف نامرئی صدها لیتر آب است. در نگاه نخست شاید این رابطه مستقیم در ذهن مخاطب شکل نگیرد، اما واقعیت آن است که کاهش یا افزایش مصرف اینگونه محصولات تأثیر مستقیم بر منابع آب کشور دارد.
در مورد برنج نیز وضعیت مشابهی وجود دارد؛ هر کیلوگرم برنج حدود دو تا سه هزار لیتر آب نیاز دارد. این مقدار در مناطق خشک حتی بالاتر نیز میرود. این در حالی است که بسیاری از کشتزارهای برنج در ایران در مناطقی قرار دارند که با کمبود آب روبهرو هستند و ادامه این الگو، فشار مضاعفی بر سفرههای آب زیرزمینی وارد میکند. حتی کالاهایی که معمولاً آنها را آببر نمیدانیم، مانند قهوه یا شکلات، نیز از همین منطق پیروی میکنند؛ برای تولید تنها یک فنجان قهوه حدود ۱۴۰ لیتر آب مصرف میشود. این اعداد نشان میدهد آنچه ما به عنوان مصرفکننده نهایی میبینیم، تنها بخش کوچکی از مصرف واقعی است و بخش عمده مصرف آب، در سایه زنجیره تولید پنهان مانده است.
آبی که نمیبینیم؛ سفر پنهان منابع در هر لقمه و هر کالا
اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که بدانیم ایران از نظر منابع آبی در وضعیت بسیار حساسی قرار دارد. میانگین بارش سالانه در ایران حدود یکسوم میانگین جهانی است و از سوی دیگر، الگوی مصرف آب در کشور بهگونهای است که بیش از ۹۰ درصد منابع آب در بخش کشاورزی مصرف میشود. این در حالی است که بازدهی بسیاری از محصولات کشاورزی پایین است و بخش قابل توجهی از آب مصرفشده بهگونهای استفاده میشود که بهرهوری کمی دارد. در چنین شرایطی، نگاه به آب مجازی تنها یک مفهوم نظری نیست، بلکه ضرورت مدیریتی و اقتصادی است.
اگر یک کشور کمآب محصولات پرآببر را در مقیاس وسیع تولید کند، در واقع نهتنها منابع آب خود را مصرف میکند، بلکه عملاً آب را صادر میکند. اینجاست که مفهوم «تجارت آب مجازی» اهمیت پیدا میکند؛ کشوری با کمبود آب باید محصولاتی را که نیاز آبی زیادی دارند، از کشورهایی وارد کند که منابع آب فراوانتری دارند. در مقابل، تمرکز بر تولید محصولاتی با نیاز آبی کمتر میتواند به حفظ منابع آبی کمک کند.
آب نامرئی؛ داستان ناپیدای هدررفت منابع در زندگی روزمره
با این وجود، در سالهای اخیر الگوی تولید و صادرات در ایران گاه در تضاد کامل با این منطق بوده است. تولید محصولاتی مانند هندوانه، خیار، گوجهفرنگی، سیبزمینی و حتی یونجه در مناطق خشک بارها مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است. برخی از این محصولات به اندازهای آب مصرف میکنند که صادرات آنها عملاً به معنای صدور آب شیرین کشور است؛ آبی که در شرایط کمآبی، هر لیتر آن ارزش بسیار بالایی دارد. این وضعیت درباره تولید گوشت و محصولات دامی نیز صادق است؛ ایران بیش از ۷۰ درصد نهادههای دامی خود را وارد میکند، اما نگهداری و پرورش دام همچنان بخش قابل توجهی از آب داخلی را مصرف میکند. نتیجه این الگو روشن است: منابع آب کشور در مسیری قرار دارد که تداوم آن نه از نظر اقتصادی منطقی است و نه از نظر زیستمحیطی پایدار.
توجه به آب مجازی فقط در سطح سیاستگذاری اهمیت ندارد؛ بلکه اصلاح رفتار مصرفی مردم نیز نقشی کلیدی در مدیریت بحران آب دارد. بسیاری از خانوادهها در طول هفته مقدار قابل توجهی نان، برنج، سبزی و مواد غذایی دیگر دور میریزند. اما اغلب نمیدانند که دور ریختن تنها یک قرص نان، به معنای هدر دادن بیش از ۲۰۰ لیتر آب است. یا دور ریختن نصف بشقاب برنج یعنی مصرف نامرئی حدود هزار لیتر آب. این اعداد نشان میدهد که اسراف غذایی مستقیمترین ضربه را به منابع آب وارد میکند و اصلاح فرهنگ مصرف غذا میتواند یکی از مؤثرترین راهکارها برای حفظ منابع آبی کشور باشد. اطلاعرسانی درباره این واقعیتها میتواند نقش تعیینکنندهای در تغییر رفتار مصرفکنندگان داشته باشد.
رد پای آب؛ هدررفت پنهان در سفره ما
در بسیاری از کشورها، تصمیمگیری درباره کشت محصولات کشاورزی، سیاستهای واردات و صادرات، و حتی یارانههای بخش کشاورزی بر اساس شاخص آب مجازی انجام میشود. این کشورها تلاش میکنند تولید محصولاتی که نیاز آبی فراوان دارند را به مناطقی منتقل کنند که بارندگی بیشتری دارند یا با استفاده از فناوریهای نوین میتوانند بهرهوری آبی بالاتری ایجاد کنند. در مقابل، تولید محصولاتی با نیاز آبی کمتر یا ارزش افزوده بالاتر در اولویت قرار میگیرد. چنین سیاستهایی علاوه بر حفظ منابع آب، به پایداری اقتصادی بخش کشاورزی نیز کمک میکند. برای ایران نیز چنین مسیری ضروری است؛ زیرا در غیر این صورت، فشار بر منابع آب زیرزمینی و سطحی کشور به حدی خواهد رسید که امکان احیا و بازگشت به وضعیت طبیعی بسیار دشوار میشود.
پیامدهای زیستمحیطی بهرهبرداری نادرست از آب تنها به کاهش حجم آب خلاصه نمیشود؛ بلکه نزولات جبرانناپذیری مانند فرونشست زمین، خشک شدن تالابها، از بین رفتن پوشش گیاهی، افزایش طوفانهای گرد و غبار و تخریب زیستگاههای طبیعی را به همراه دارد. بسیاری از این پیامدها غیرقابل بازگشت هستند. فرونشست زمین در برخی دشتهای ایران به حدی رسیده است که کارشناسان آن را «مرگ زمین» توصیف میکنند. خشک شدن تالابهایی مانند گاوخونی، بختگان و ارومیه نمادهای ملموسی از این بحران هستند. همه این رخدادها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از مصرف بیرویه و غیرکارآمد آب ناشی میشوند و بخش مهمی از این مصرف بیرویه، در قالب آب مجازی پنهان است.
هر قطرهای که نمیبینیم؛ حکایت آب پنهان در زندگی ما
در چنین شرایطی، نقش رسانهها در آگاهسازی عمومی و تغییر نگاه جامعه اهمیت ویژهای دارد. رسانهها تاکنون بیشتر بر صرفهجوییهای خانگی مانند کاهش زمان دوش گرفتن، بستن شیر آب هنگام مسواک زدن و استفاده کمتر از شلنگ آب تأکید کردهاند. در حالیکه سهم این بخش از مصرف کل آب نسبتاً ناچیز است و بخش اصلی مصرف در کشاورزی و تولید مواد غذایی رخ میدهد. آگاهیبخشی درباره مفهوم آب مجازی میتواند نگاه جامعه را از سطح مصرف روزمره به عمق مسئله هدایت کند؛ یعنی به پشت پرده تولید غذا و کالاهای مصرفی. این آگاهی میتواند بستر تغییر رفتارها، تغییر الگوهای تولید و حتی اصلاح سیاستهای کلان را فراهم آورد.
در نهایت، آب مجازی تنها یک مفهوم علمی نیست؛ روایتی است درباره آینده آب، آینده کشاورزی و آینده امنیت زیستی کشور. توجه به این مفهوم یعنی نگاه کردن به تصویر بزرگتر و دیدن واقعیتهایی که پشت ظاهر ساده مصرف روزانه پنهان شده است. اگر این نگاه در سیاستگذاریها و رفتار عمومی نهادینه شود، میتوان امیدوار بود که بحران آب در مسیر مدیریت و کنترل قرار گیرد. اما اگر تنها به بخش کوچک و قابل مشاهده مصرف آب توجه شود و بخش پنهان و بسیار بزرگ آن نادیده گرفته شود، فاصله کشور با پایداری آبی روزبهروز بیشتر خواهد شد.