

(3)(4).jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : وقایع پس از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ یکی از پرتنشترین دورههای سیاسی در تاریخ معاصر ایران بود. اعتراضهای به نتایج انتخابات، که بهویژه در روز عاشورای همان سال اوج گرفت، در فضای رسانهای داخلی و خارجی بازنماییهای بسیار متفاوتی پیدا کرد. تلاش گروههای مخالف و رسانههای بینالمللی برای برجستهکردن اعتراضها در مقابل تلاش رسانههای رسمی داخل کشور برای تأکید بر مشروعیت نتایج، موجب شد روایتهای متضاد و گاه تناقضآمیز نسبت به واقعیت اجتماعی شکل گیرد. در چنین فضایی، رخداد ۹ دی ۱۳۸۸ به نقطه عطفی تبدیل شد که جامعه فراتر از نقش مصرفکننده روایتها، خود بهصورت کنشگر رسانهایِ جمعی عمل کرد.
واقعه نهم دیماه ۱۳۸۸، که در تقویم رسمی ایران بهعنوان «روز بصیرت و میثاق امت با ولایت» شناخته میشود، واکنش گسترده گروههای مختلف اجتماعی به آشفتگیهای پس از انتخابات بود. در این روز، میلیونها نفر در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، اصفهان، مشهد و دیگر مراکز استانها بهصورت خودجوش در خیابانها حاضر شدند تا حمایت خود را از نظام جمهوری اسلامی اعلام کنند و اعتراضهای پیشین را رد کنند.
۹ دی؛ رسانهای که از دل مردم برخاست
آنچه بیش از حضور گسترده مردم اهمیت دارد، نحوه حضور آنها در فضای تولید روایت بود؛ چرا که این حضور نه صرفاً یک نمایش فیزیکی، بلکه یک بیان جمعی و رسانهای از اراده عمومی بود که با روایتهای رسمی و رسانههای مخالف رقابت میکرد. روایت رسمی تلاش داشت این تجمعها را بهعنوان پاسخ قاطع به «فتنه» و «سازماندهی خارجی» نشان دهد و رسانههای خارجی غالباً بر اعتراضهای ادامهیافته و پرسش از مشروعیت نتیجه انتخابات تمرکز کردند. اما جامعه، با حضور گسترده در خیابانها، روایت خود را شکل داد؛ روایتی که نشاندهنده اولویتهای فرهنگی، ارزشهای دینی و خواستهای اجتماعی در چارچوبی متفاوت از روایتهای رسانهای رسمی و ضدروایتهای خارجی بود.
در همین چارچوب، بازتاب رسانهای این رخداد نیز گویای شکاف روایتهاست. رسانههای رسمی ایران این تجمعها را «پاسخ قاطع مردم به آشوبها و فتنه» خواندند و آن را نمادی از وفاداری جامعه به نظام معرفی کردند. برای نمونه، روزنامه "تهران تایمز" در گزارشی درباره این رویدادها مینویسد که میلیونها نفر در تهران و دیگر شهرها شرکت کردند تا «آنچه حکومت آن را فتنه نامید» پایان یابد و آرامش به جامعه بازگردد. در مقابل، رسانههای بینالمللی مانند "گاردین" نیز گزارش دادند که این تجمعات در شهرهای متعدد و با حضور شمار قابل توجهی از حامیان دولت برگزار شد و برخی شرکتکنندگان شعارهایی علیه چهرههای اپوزیسیون سر دادند و پیامهایی با مضامینی همچون «ما خون خود را فدای رهبری میکنیم» حمل میکردند.
۹ دی؛ وقتی مردم خود رسانه شدند
این پدیده قابل تأمل است: در عصر اطلاعات، رسانهها اغلب نقش انحصاری در ساخت و انتشار روایتها دارند. اما در ۹ دی، افزایش حضور اجتماعی در فضاهای شهری، شبکههای ارتباطی غیررسمی، تعامل مستقیم میان افراد در خیابانها و سپس بازنشر این تصاویر و پیامها در رسانههای اجتماعی، نشان داد که جامعه میتواند روایت خود را بیواسطه تولید و منتشر کند. این پدیده در آن زمان کمتر از سوی تحلیلگران رسانهای بررسی شد، اما امروز میتوان آن را بهمثابه یکی از نخستین نمونههای برجسته در ایران دانست که «جامعه بهعنوان رسانه» عمل کرد؛ رسانهای که نه صرفاً تصویر را منتقل کرد، بلکه پیام، معنا و چارچوب تحلیل را تعیین کرد.
این تجربه رسانهای ـ اجتماعی چند پیام مهم دارد. نخست آنکه روایت رسانهای نمیتواند صرفاً از بالا به پایین شکل بگیرد؛ روایت باید در پیوند با تجربههای واقعی مردم و نمادهای فرهنگی پذیرفتهشده باشد. در ۹ دی، بسیاری از شرکتکنندگان نه بهدستوری، بلکه از سر احساس تعلق فرهنگی، دینی و اجتماعی به خیابانها آمدند و همین امر باعث شد روایت غالب از این رخداد دیگر صرفاً تکرار سخنان رسمی یا انعکاس رسانههای جهانی نباشد، بلکه بیان جمعی از یک موقعیت اجتماعی عمیق شود.
۹ دی؛ رسانهای که جامعه آن را نوشت
دوم آنکه شبکههای اجتماعی و ارتباطات مردمی، اگرچه در سال ۱۳۸۸ به گستردگی امروز نبودند، اما توانستند بهعنوان بسترهایی برای بازتاب دیدگاههای مختلف عمل کنند. این حضور اجتماعیِ رسانهای زمانی اثرگذارتر شد که تصاویر، شعارها و پیامهای مردم در رسانههای رسمی نیز بازتاب یافت. بهعبارتی، خط سومی میان روایت رسمی و روایت رسانههای خارجی شکل گرفت که با محوریت تجربه مردمی تعریف شد و به تفسیرهای تکبعدی رسانهها پاسخ داد.
سوم آنکه این تجربه نشان داد اعتماد به روایتهای رسانهای یک جامعه میتواند در بحرانها متزلزل شود و مردم خود را ناگزیر از جستوجو یا ساخت روایتهای جایگزین بدانند. در آن سالها، تقابل رسانههای داخلی و خارجی در روایتپردازی سبب شد بسیاری از مردم احساس کنند روایتهای موجود توان بازنمایی کامل واقعیت اجتماعی را ندارند و در نتیجه، خود وارد عرصه روایتسازی شدند.
۹ دی؛ قدرت روایت در دستان مردم
با گذشت بیش از یک دهه از آن رویداد تاریخی، بازخوانی تجربه ۹ دی از منظر روایتسازی اجتماعی نهتنها برای تحلیل آن مقطع اهمیت دارد، بلکه برای فهم نسبت رسانه و جامعه در شرایط کنونی نیز آموزنده است. امروزه با گسترش ابزارهای ارتباطی و رسانههای اجتماعی، امکان شکلگیری «روایتهای اجتماعی» بیش از پیش فراهم شده است؛ اما این ابزارها تنها زمانی میتوانند نقش مؤثر ایفا کنند که صدای واقعی جامعه، اهداف، دغدغهها و ارزشهای آن را منعکس کنند، نه صرفاً بازنشر پیامهای از پیش آمادهشده. درس ۹ دی این است که روایت اجتماعی زمانی اثرگذار است که مردم آن را باور کنند و خود در شکلدادن به آن مشارکت داشته باشند.
در پایان باید گفت که ۹ دی را میتوان نمونهای روشن از ظهور جامعه بهمثابه رسانه جمعی دانست؛ روزی که مردم نه صرفاً مخاطب روایتها، بلکه خالق روایت خود بودند؛ روایتی که با زندگی، فرهنگ و باورهای آنان پیوند داشت و توانست در برابر روایتهای رسانهای رسمی و غیررسمی قد برافرازد.