

(3)(4)(5)(6)(7)(8).jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : یلدا همچنان بلندترین شب سال است، اما تجربه زیستن آن برای بسیاری از ایرانیان دیگر شبیه گذشته نیست. سنتی که زمانی با دورهمیهای خانوادگی، قصهگویی بزرگترها و خواندن حافظ معنا پیدا میکرد، امروز بیش از هر زمان دیگری در قاب گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی بازتعریف شده است. «یلدا؛ سنتی که استوری شد» تنها یک تعبیر شاعرانه نیست، بلکه توصیفی دقیق از تغییری است که در شیوه مواجهه جامعه با آیینها رخ داده است؛ تغییری که هم فرصتساز بوده و هم پرسشبرانگیز شده است.
یلدا؛ از کرسیهای گرم تا استوریهای سرد
در حافظه جمعی ایرانیان، یلدا شبی برای با هم بودن بود. خانهها پر از صدا میشد، سفرهها ساده اما صمیمی بودند و قصهها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشدند. محور اصلی این شب، «جمع» بود؛ جمعی که معنا را نه در نمایش، بلکه در حضور مییافت. اما در سالهای اخیر، با گسترش شبکههای اجتماعی، این آیین کهن وارد مرحلهای تازه شده است. یلدا دیگر فقط در فضای خانهها جریان ندارد؛ بلکه همزمان در اینستاگرام، تلگرام و سایر پلتفرمها بازنمایی میشود. انار، هندوانه، شمع و دیوان حافظ، بیش از آنکه صرفاً عناصر یک مراسم باشند، به المانهای بصری برای تولید محتوا تبدیل شدهاند.
در یلدای امروز، تصویر اهمیت ویژهای یافته است. بسیاری از خانوادهها پیش از آنکه دور هم بنشینند، به چیدمان سفره، نورپردازی و هماهنگی رنگها فکر میکنند. لحظهها ثبت میشوند، فیلتر میخورند و در قالب استوری و پست منتشر میشوند. این روند، یلدا را از یک تجربه صرفاً زیسته، به تجربهای همزمان زیسته و نمایشدادهشده تبدیل کرده است. برای برخی، این تغییر نشانه زنده بودن سنت است؛ سنتی که توانسته خود را با زبان زمانه تطبیق دهد. برای برخی دیگر اما این تحول به معنای تهی شدن آیین از محتوای اصیل آن تلقی میشود.
یلدا در عصر شبکههای اجتماعی؛ سنتی که استوری شد
شبکههای اجتماعی نقشی دوگانه در این میان ایفا کردهاند. از یک سو، باعث شدهاند یلدا بیش از گذشته دیده شود. کاربران با اشتراکگذاری تصاویر و روایتهای شخصی، این آیین را به نسلهای جوانتر معرفی کردهاند و حتی آن را به مخاطبان خارج از ایران شناساندهاند. بسیاری از نمادها و رسوم یلدا که شاید در برخی خانوادهها کمرنگ شده بود، به واسطه همین بازنمایی دیجیتال دوباره احیا شده است. از سوی دیگر، همین فضا باعث شکلگیری نوعی رقابت پنهان شده است؛ رقابتی برای زیباتر بودن، متفاوتتر دیده شدن و جلب توجه بیشتر. در این شرایط، گاه اصل «با هم بودن» تحتالشعاع «دیده شدن» قرار میگیرد.
در یلدای اینستاگرامی، مرز میان صمیمیت و نمایش باریکتر از همیشه است. برخی کاربران اعتراف میکنند که بخش قابل توجهی از انرژی و زمان این شب صرف ثبت و انتشار تصاویر میشود. انارهایی که خورده نمیشوند، شمعهایی که فقط برای عکس روشن میشوند و لحظههایی که بیش از آنکه تجربه شوند، مستندسازی میشوند. این تغییر رفتار، پرسشهای مهمی را پیش میکشد: آیا آیینها زمانی که به محتوا تبدیل میشوند، همچنان همان کارکرد اجتماعی و عاطفی گذشته را دارند؟ آیا اشتراکگذاری یلدا به معنای مشارکت بیشتر است یا فاصله گرفتن از تجربه عمیق آن؟
یلدا؛ از قصههای کرسی تا هشتگهای امروز
از منظر اجتماعی، این تحول را میتوان بخشی از تغییرات گستردهتر سبک زندگی دانست. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری بر پایه تصویر و روایتهای کوتاه شکل گرفته است. افراد نهتنها زندگی خود را میکنند، بلکه همزمان آن را به نمایش میگذارند. یلدا نیز از این قاعده مستثنی نیست. برای نسل جوان، که بخش مهمی از هویت خود را در فضای مجازی تعریف میکند، ثبت و اشتراک این شب، نوعی تأیید اجتماعی و احساس تعلق ایجاد میکند. در مقابل، نسلهای قدیمیتر گاه با حس نوستالژی و حتی نگرانی به این تغییر مینگرند و معتقدند که روح یلدا در میان فیلترها و هشتگها گم شده است.
با این حال، نمیتوان این دگرگونی را صرفاً منفی یا مثبت ارزیابی کرد. واقعیت این است که سنتها برای بقا ناگزیر از تغییرند. اگر یلدا امروز در قالب استوری روایت میشود، به این معناست که هنوز برای جامعه معنا دارد. مسئله اصلی، نحوه مواجهه با این تغییر است. آیا شبکههای اجتماعی میتوانند به ابزاری برای تعمیق معنا تبدیل شوند یا تنها به سطحیسازی آیینها دامن میزنند؟ پاسخ این پرسش تا حد زیادی به انتخاب فردی و جمعی ما بازمیگردد.
یلدا؛ وقتی سنت در دل استوریها زنده میماند
در میان روایتهای مختلف از یلدای امروز، همچنان میتوان نمونههایی از تلاش برای حفظ اصالت را یافت. خانوادههایی که پس از گرفتن چند عکس، گوشیها را کنار میگذارند و به گفتوگو بازمیگردند. افرادی که به جای رقابت در ظاهر، داستانهای شخصی خود از یلدا را روایت میکنند و تلاش میکنند معنا را جایگزین نمایش کنند. این رویکردها نشان میدهد که امکان همزیستی سنت و فناوری وجود دارد، به شرط آنکه اولویتها جابهجا نشوند.
یلدا در نهایت، آینهای از جامعه امروز است؛ جامعهای که میان زیستن و نمایش دادن در نوسان است. این آیین کهن، همانقدر که میتواند قربانی سطحینگری شود، میتواند فرصتی برای بازاندیشی در روابط انسانی باشد. شاید مسئله این نباشد که یلدا استوری شده است، بلکه این باشد که آیا ما در پس این استوریها، هنوز زمانی برای با هم بودن واقعی باقی میگذاریم یا نه.
یلدا از کرسیهای گرم و قصههای طولانی به قابهای کوچک گوشی رسیده، اما هنوز میتواند شب گفتوگو، شنیدن و دیدن باشد؛ نه فقط دیده شدن. بلندترین شب سال، اگرچه کوتاهتر از گذشته به نظر میرسد، اما همچنان ظرفیت آن را دارد که یادآور شود سنتها زمانی زنده میمانند که معنا داشته باشند، نه صرفاً تصویر.