

.jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : در سالهایی که شکاف میان مردم و بسیاری از چهرههای رسمی بیشتر احساس میشد، محبوبیت آیتالله شهید سیدمحمدعلی آلهاشم برای افکار عمومی صرفاً یک علاقه معمولی نبود، بلکه به یک پدیده اجتماعی تبدیل شد. واکنشهای گسترده مردم در فضای عمومی و رسانهای نشان داد جامعه بیش از آنکه به جایگاهها توجه کند، به نوع رفتار و شیوه زیست نگاه میکند. درباره او کمتر کسی از مقام و مسئولیتش سخن میگفت و بیشتر از «حضورش» یاد میکرد؛ حضوری که تفاوت آن با بسیاری از مسئولان، قابل لمس بود.
آیتالله آلهاشم در مقام نماینده ولیفقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز، جایگاهی رسمی و شناختهشده داشت، اما محبوبیتش از ساختار اداری و مذهبی ناشی نمیشد. او عملاً فاصله معمول میان قدرت و مردم را کاهش داد. حضور بدون تشریفات در میان شهروندان، قدم زدن در بازار، گفتوگو با جوانان، شرکت در برنامههای ورزشی و فرهنگی و استفاده از وسایل حملونقل عمومی، رفتاری نمادین نبود؛ بلکه بخشی از سبک زندگی او به شمار میرفت. مردم این رفتار را ساختگی تلقی نکردند، زیرا استمرار داشت و به مناسبت خاصی محدود نمیشد.
راز اعتماد؛ چرا مردم آیتالله آلهاشم را دوست داشتند
بخش مهمی از اعتماد عمومی به او از همین تداوم رفتار شکل گرفت. جامعه امروز بیش از سخن، به نشانهها توجه میکند. وقتی مردم بارها او را در میان خود میدیدند، نه در مراسم رسمی بلکه در موقعیتهای عادی شهری، تصویری متفاوت از یک مسئول مذهبی در ذهنشان شکل میگرفت. او در عمل نشان داد که امکان حضور یک روحانی بلندپایه در کنار زندگی روزمره مردم وجود دارد، بدون آنکه شأن دینی کاهش یابد. همین تجربه عینی، احساس نزدیکی ایجاد کرد؛ احساسی که با تبلیغ یا توصیه پدید نمیآید.
شیوه سخن گفتن او نیز در این محبوبیت نقش تعیینکننده داشت. خطبههای نماز جمعه غالباً کوتاه و روشن بود و از ادبیات پیچیده فاصله داشت. به جای پرداختن صرف به مفاهیم انتزاعی، به مسائل ملموس جامعه میپرداخت؛ از مشکلات معیشتی گرفته تا دغدغههای جوانان. مخاطب احساس میکرد سخنان او ناظر به زندگی واقعی است. او در مقام واعظ، بیشتر تلاش میکرد شنونده باشد تا خطیب صرف. همین ویژگی سبب شد خطبهها برای گروههای مختلف جامعه قابل فهم و قابل پیگیری باشد.
شهید آلهاشم؛ محبوبیتی که با مردم آغاز شد
نکته دیگر، پرهیز از تشریفات بود. در بسیاری از موقعیتها بدون محافظان پرشمار و ترتیبات رسمی ظاهر میشد. این رفتار نه تنها امنیت اجتماعی را مخدوش نکرد، بلکه نوعی آرامش و اعتماد متقابل ایجاد کرد. مردم وقتی یک مسئول را بیواسطه میبینند، احساس میکنند امکان گفتوگو وجود دارد. در موارد متعدد، شهروندان عادی با او صحبت میکردند، انتقاد میگفتند و پاسخ میشنیدند. این ارتباط مستقیم، مهمترین عامل شکلگیری سرمایه اجتماعی برای او بود.
ویژگی قابل توجه دیگر، توجه به نسل جوان بود. او تلاش میکرد ارتباط نهاد دین با جوانان به سطح رسمی محدود نماند. حضور در جمع دانشجویان، ورزشکاران و فعالان فرهنگی تنها یک برنامه تشریفاتی نبود؛ بیشتر به گفتوگوی دوطرفه شباهت داشت. در فضایی که بسیاری از جوانان احساس فاصله با نهادهای رسمی دارند، این رویکرد اثرگذار بود و تصویر متفاوتی از روحانیت ارائه میداد. او نشان داد ارتباط با جوانان نه از طریق نصیحت صرف، بلکه از راه همراهی و شنیدن امکانپذیر است.
آلهاشم و اعتمادِ از دستنرفته مردم
از این منظر، محبوبیت آیتالله آلهاشم را نمیتوان صرفاً ناشی از جایگاه دینی دانست. جامعه به رفتاری واکنش نشان داد که صداقت آن را باور کرد. مردم به سخنان زیبا کمتر اعتماد میکنند، اما رفتار پایدار را بهخوبی تشخیص میدهند. وقتی گفتار و عمل به هم نزدیک شود، اعتماد شکل میگیرد و اعتماد به تدریج به علاقه تبدیل میشود. آنچه درباره او رخ داد، همین فرآیند طبیعی بود.
در واقع، تجربه اجتماعی ایجادشده نشان داد، هرجا احساس شود مسئولان در میان مردم حضور واقعی دارند، امکان اعتماد فراهم میشود. آیتالله آلهاشم نمونهای از این الگو بود. او نقش یک واسطه اجتماعی را ایفا میکرد؛ پلی میان مردم و ساختار رسمی. بسیاری از شهروندان مسائل خود را از طریق او قابل طرح میدیدند و این احساس شنیدهشدن، ارزشمندتر از پاسخ فوری بود.بنابراین محبوبیت او بیش از آنکه یک احساس لحظهای باشد، پیامی اجتماعی در خود داشت.
جامعه نشان داد هنوز به صداقت، سادگی و احترام متقابل واکنش مثبت دارد. رفتارهایی که شاید کوچک به نظر برسد، در ذهن مردم معنا میسازد و اعتماد عمومی را شکل میدهد. یاد او برای بسیاری از شهروندان یادآور این واقعیت شد که مسئولیت اجتماعی تنها با سخنرانی تحقق نمییابد، بلکه با حضور واقعی در کنار مردم معنا پیدا میکند. به همین دلیل، نام او در حافظه عمومی نه صرفاً به عنوان یک مقام رسمی، بلکه به عنوان چهرهای نزدیک و قابل اعتماد باقی ماند.