

.jpg)
در پاییز ۱۳۵۰، در سایه ستونهای باستانی تخت جمشید، ضیافتی برپا شد که قرار بود شکوه ۲۵ قرن پادشاهی ایران را به رخ جهان بکشد؛ اما خیلی زود به یکی از مناقشهبرانگیزترین نمادهای فاصله قدرت و مردم تبدیل شد. جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در دوران محمدرضا پهلوی، با حضور دهها پادشاه، رئیسجمهور و مقام عالیرتبه خارجی برگزار شد و نام کوروش بزرگ را بر پیشانی خود داشت؛ رویدادی که قرار بود ویترینی باشکوه از تاریخ ایران باشد، اما پرسشهای جدی درباره انگیزهها، طراحان و پیامدهایش برانگیخت.جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی یکی از پرهزینهترین و بحثبرانگیزترین رویدادهای دوران حکومت محمدرضا پهلوی بود؛ مراسمی که در مهرماه ۱۳۵۰ در تخت جمشید و به مناسبت بزرگداشت ۲۵۰۰ سال پادشاهی کوروش بزرگ برگزار شد. هدف اعلامی، تجلیل از تاریخ و هویت ایران باستان بود، اما از همان زمان روایتهای متفاوتی درباره انگیزهها و حتی طراحان اولیه این ایده مطرح شد.
شکوه وارداتی با جشنهای ۲۵۰۰ ساله
وقتی تاریخ ویترین شد؛ پشتپرده جشنهای ۲۵۰۰ ساله
برخی منابع خارجی، از جمله روزنامه اسرائیلی هاآرتص، مدعیاند پیشنهاد اولیه برگزاری چنین جشنی از سوی کارشناسان اسرائیلی مطرح شده بود؛ کارشناسانی که به نوشته این روزنامه، این مراسم را فرصتی برای اسلامزدایی و کمرنگ کردن نمادهای مذهبی میدانستند. این روایت البته در داخل کشور همواره محل مناقشه بوده و اسناد رسمی حکومت وقت، جشنها را بخشی از سیاستهای کلان فرهنگی و ملیگرایانه دربار معرفی میکردند.آنچه مسلم است، ابعاد کمسابقه این مراسم بود. حضور دهها مقام عالیرتبه از ۶۹ کشور، از پادشاه و ملکه تا رئیسجمهور و نخستوزیر، جشن را به یکی از بزرگترین گردهماییهای سیاسی ـ تشریفاتی قرن تبدیل کرد. اما هزینههای سنگین، که برخی برآوردها آن را بیش از ۲۰۰ میلیون دلار اعلام کردهاند، واکنشهای گستردهای در پی داشت. در حالی که میلیونها دلار صرف برپایی چادرهای مجلل، واردات غذا و گل از اروپا و پذیراییهای اشرافی میشد، بخشهایی از جامعه ایران با فقر و محرومیت دستوپنجه نرم میکردند.جشنهای ۲۵۰۰ ساله، فارغ از روایتهای متضاد درباره طراحان اولیه آن، به نمادی از شکاف میان دربار و مردم بدل شد؛ شکافی که چند سال بعد، در تحولات سیاسی کشور خود را آشکارتر نشان داد.