

.png)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، فرح دیبا تصویری پرزرقوبرق از «شهبانوی نیکوکار» ارائه کرد، اما پشت این ویترین، رقابت سیاسی، فساد مالی اطرافیان و شکاف با جامعه پنهان بود. دانشجوی معماریای که از پرستاری در فرانسه به کاخ نیاوران رسید، شبکهای از نهادهای خیریه و فعالیتهای بینالمللی ساخت، اما نامههای مردم رنجکشیده کمتر به دست او میرسید و نقش واقعیاش در دربار همیشه محل تردید بود.
در ارزیابی جایگاه و کارنامه فرح پهلوی، شاید بد نباشد منزلت این شهبانو را از منظر مناسبات درونی قدرت در دوران پهلوی دوم نیز به روایت و تحلیل بنشانیم. خسرو معتضد، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، در گفتوگویی با نگاهی انتقادی به چگونگی تثبیت موقعیت او در دربار اشاره میکند و بر این باور است که فرح در سالهای آغازین حضورش در کنار محمدرضا شاه، به دلیل تفاوت پیشینهاش با دو همسر پیشین شاه، تا مدتی در حاشیه قرار داشت و تنها پس از تولد ولیعهد توانست جایگاه رسمیتری بیابد. این روایت، فارغ از لحن تند گوینده، بر این نکته تأکید دارد که موقعیت او بیش از آنکه بر پایه نفوذ سیاسی مستقل باشد، به تحولات درونی خاندان سلطنتی گره خورده بود.
شهبانوی نیکوکار؛ زرینتاج یا سراب؟
برخی خاطرات منتشرشده از درون دربار نیز تصویری پیچیده از روابط میان شاه و شهبانو ارائه میدهد. برای نمونه، در یادداشتهای اسدالله علم ـ که در هفت جلد منتشر شده ـ به مواردی از تندی و بیمهری شاه نسبت به همسرش اشاره شده و حتی از قول او نقل شده است که اداره کشور را در غیاب خود از عهده وی خارج میدانسته است. همچنین در خاطرات مینو صمیمی، از کارکنان دفتر مخصوص فرح، آمده است که توجه اصلی دفتر بیشتر معطوف به مکاتبات و ارتباطات خارجی بوده و مطالبات داخلی مردم کمتر به شخص شهبانو ارجاع میشده است. این دست روایتها، اگرچه نیازمند سنجش انتقادی و مقایسه با دیگر منابعاند، اما در مجموع نشان میدهند که تصویر عمومی از نقش و نفوذ فرح پهلوی، با آنچه در پشت درهای بسته دربار میگذشت، تفاوتهایی داشته است.
از این منظر، بازخوانی کارنامه او نه با اغراق در ستایش و نه با افراط در تخطئه، بلکه با تکیه بر اسناد و خاطرات گوناگون، میتواند به درکی واقعبینانهتر از جایگاه شهبانوی ایران در سالهای پایانی سلطنت پهلوی دوم بینجامد.