

.jpg)
در سال 1351، تهرانیها و ساکنان اطراف پایتخت با پدیدهای روبهرو شدند که از آن بهعنوان یک حقیقت تلخ روزمره یاد میشود: گرانیهای لحظهای و چند برابری در بازارهای ارزاق و مایحتاج عمومی. روزنامه اطلاعات در تاریخ 16 خرداد همان سال گزارش میدهد که افزایش قیمتها مردم را به ستوه آورده و موجب نگرانیهای گستردهای در سطح شهر و اطراف آن شده است. این گزارش مستند، تصویر واقعی جامعه را نشان میدهد؛ تصویری که با روایت رسمی و تاریخی امروز از دوران شاه فاصلهای آشکار دارد.در حالی که امروزه عدهای افسانه عدم وجود گرانی در دوران شاه را روایت میکنند، خود شاه در مصاحبهای در همان سال تصدیق کرده بود که گرانی وجود دارد و با تمام قوا برای مقابله با آن تلاش میشود. این اعتراف، علاوه بر ارزش تاریخی، نشانگر شکاف بین وعدههای رسمی و واقعیت ملموس زندگی مردم است. این تضاد میان ادعا و تجربه، میتواند نقطه آغازین هر تحلیلی درباره سیاست اقتصادی و اجتماعی آن دوران باشد.
گرانی تلخ دوران پهلوی
روزنامه اطلاعات در شماره 18 آبان 1351 نیز گزارش میدهد که نارضایتی مردم نه تنها محدود به تهران نبود، بلکه شهرهای اطراف پایتخت نیز از افزایش سرسامآور قیمتها و کاهش قدرت خرید مردم رنج میبردند. این دادهها نشان میدهد که گرانیها جنبه ملی داشته و صرفاً مشکل پایتخت نیست؛ بلکه بخشی از یک بحران اقتصادی گسترده بود که بر تمامی لایههای جامعه تأثیرگذار بود. مردم، با مشاهده افزایش روزافزون قیمتها، مجبور بودند انتخابهای دشواری در زندگی روزمره خود انجام دهند و فشار اقتصادی بر زندگی خانوادگی و معیشتی آنها سنگینی میکرد.با مرور این اسناد تاریخی، روشن میشود که گرانیهای لحظهای و چند برابری، نه یک پدیده خیالی، بلکه واقعیتی ملموس و گسترده بوده است. ادعاهایی که امروز به عنوان «دوران بدون گرانی» مطرح میشوند، نمیتوانند واقعیتهای مستند روزنامهها و اعتراف خود شاه را نادیده بگیرند. شاه در مصاحبه خود نه تنها وجود گرانی را تأیید کرد، بلکه وعده داد با تمام توان برای مقابله با آن اقدام خواهد کرد، امری که در تجربه روزمره مردم چندان محسوس نبود و نشان میدهد که سیاستهای اقتصادی و کنترل قیمتها در آن زمان با محدودیتها و ناکارآمدیهایی مواجه بوده است.
وعدههای توخالی شاه
تحلیل این دادهها، علاوه بر ارزش تاریخی، فرصتی برای بررسی شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران در دهه پنجاه فراهم میآورد. افزایش سرسامآور قیمتها، کاهش قدرت خرید مردم و نارضایتی گسترده، همگی شاخصهایی هستند که نشان میدهند بحران اقتصادی نه تنها یک مسأله اقتصادی، بلکه یک موضوع اجتماعی و سیاسی نیز بوده است. این واقعیت تاریخی، یادآوری میکند که تصمیمات اقتصادی و سیاستهای کنترل قیمت، مستقیماً با کیفیت زندگی مردم مرتبط است و غفلت از این امر میتواند پیامدهای جدی برای جامعه داشته باشد.در پایان، مرور این اسناد و گزارشها به ما یادآوری میکند که تاریخ را باید با دقت و با اتکا به منابع مستند بررسی کرد. گرانیهای لحظهای و چند برابری و اعتراف شاه به وجود آن، بخشی از واقعیت جامعه ایرانی در سالهای 1351 است و نمیتوان آن را صرفاً به افسانه یا روایتهای رسمی محدود کرد. تاریخ، از جمله تاریخ اقتصادی، نیازمند مواجهه با واقعیتهاست؛ واقعیتهایی که زندگی روزمره مردم را شکل میدهند و از آن فراتر، درسهای ارزشمندی برای سیاستگذاریهای اقتصادی امروز ارائه میدهند.