

.jpg)
در روزگاری که سرعت انتشار خبر به معیاری برای اعتبار رسانهها تبدیل شده، «گفتن» فضیلت شمرده میشود و «نگفتن» اغلب بهعنوان عقبماندگی یا محافظهکاری مورد نقد قرار میگیرد. در چنین فضایی، افشاگری نهتنها یک ابزار، بلکه بهتدریج به یک ارزش بدل شده است؛ ارزشی که گاه بدون توجه به پیامدها، صرفاً به دلیل جذابیت رسانهای، دنبال میشود. اما در حوزه امنیت ملی، این قاعده همیشه صادق نیست. گاهی سکوت، نه نشانه ضعف، بلکه جلوهای از مسئولیت حرفهای و اخلاقی رسانه است.
سربازان گمنام، بهعنوان یکی از پنهانترین ارکان امنیت کشور، در نقطه تلاقی حساس میان دانستن مردم و ندانستنِ ضروری قرار دارند. نقش آنان دقیقاً از همانجا آغاز میشود که روایت متوقف میگردد. هر کلمه اضافی، هر تصویر نابجا و هر تحلیل شتابزده میتواند زنجیرهای از آسیبها را رقم بزند؛ آسیبهایی که نه فوری دیده میشوند و نه قابل جبراناند. در این میان، رسانهها تنها راویان واقعیت نیستند، بلکه خود بخشی از واقعیت امنیتی کشور بهشمار میآیند.
رسانه و مسئولیت نگفتن
مسئولیت اخلاقی رسانه، صرفاً در صحت خبر خلاصه نمیشود. درستبودن محتوا، شرط لازم است اما کافی نیست. پرسش اصلی این است که آیا هر خبر درست، الزاماً باید منتشر شود؟ آیا حق دانستن مردم، همواره بر مصلحت عمومی اولویت دارد؟ پاسخ به این پرسشها، بهویژه در حوزه امنیت، ساده نیست و نیازمند بلوغ حرفهای و درک عمیق از پیامدهای ناگفته است.
رسانهای که از انتشار جزئیاتی صرفنظر میکند، لزوماً در حال پنهانکاری نیست؛ گاه در حال محافظت است. محافظت از جان انسانها، از روندهای پیچیده اطلاعاتی و از اعتماد متقابلی که میان نهادهای امنیتی و افکار عمومی شکل گرفته است. این اعتماد، سرمایهای ناپیداست که با یک خطای رسانهای میتواند ترک بردارد و ترمیم آن، سالها زمان ببرد.
در سالهای اخیر، رقابت شدید رسانهای و گسترش شبکههای اجتماعی، مرزهای احتیاط را کمرنگ کرده است. هر رسانه میکوشد زودتر، بیشتر و متفاوتتر بگوید. اما امنیت، حوزهای نیست که با منطق «اول بودن» سازگار باشد. گاه آخرین رسانهای که سکوت میکند، بیشترین خدمت را انجام میدهد. سکوتی که از سر ناآگاهی نیست، بلکه حاصل تشخیص است.
نگفتن بهوقت امنیت
سربازان گمنام، نه بهدنبال دیدهشدناند و نه انتظار روایت دارند. ماهیت مأموریت آنان با حذف نام و نشان گره خورده است. رسانهای که این اصل را نادیده میگیرد و میکوشد با روایتهای هیجانانگیز، پرده از آنچه باید پنهان بماند بردارد، ناخواسته در مسیر تضعیف همان امنیتی گام میگذارد که ادعای دفاع از آن را دارد. اخلاق رسانهای ایجاب میکند که گاه جذابیت خبر، فدای مصلحت عمومی شود.
این بهمعنای تعطیلی نقد یا چشمپوشی از نظارت عمومی نیست. بلکه بهمعنای تمایز قائلشدن میان نقد مسئولانه و افشای پرهزینه است. رسانه حرفهای میداند کجا باید پرسشگر باشد و کجا باید امین. کجا باید بگوید و کجا باید نگه دارد. این تشخیص، نه با دستورالعملهای خشک، بلکه با وجدان حرفهای شکل میگیرد.
در نهایت، جامعهای امنتر است که رسانههایش تنها بلندگو نباشند، بلکه نگهبان مرزهای ناپیدا نیز باشند. مرزهایی که اگر شکسته شوند، نخستین آسیبدیدگانش همان مردمی هستند که رسانه برای آگاهی آنان تلاش میکند. سربازان گمنام، سپر خاموش ملتاند و رسانه، اگر مسئولانه عمل کند، میتواند لایهای دیگر از این سپر باشد؛ با گفتن آنچه باید گفته شود و با نگفتن آنچه گفتنش، هزینهای بیش از فایده دارد.