

.jpg)
محمدرضا پهلوی، شاه ایران، نقشی محوری در تسهیل نزدیکی مصر به اسرائیل و در نهایت، امضای پیمان کمپ دیوید ایفا کرد. برخلاف روابط متغیر و نامنظم وی با بسیاری از سران و دولتهای عربی، محمدرضا پهلوی از یک ارتباط بسیار صمیمانه و قوی با انور سادات، رئیسجمهور مصر، برخوردار بود؛ این نزدیکی موجب سرازیر شدن کمکهای مالی و حمایتی قابل توجهی از ایران به مصر شده بود.پس از تثبیت روابط دیپلماتیک مستحکم میان تهران و قاهره، شاه ایران که به خوبی از تمایل سادات برای فاصله گرفتن از شوروی آگاه بود، گام بعدی را برداشت: تلاش برای نزدیکی بیشتر مصر به اسرائیل. در راستای این هدف، شاه کوشید تا بدبینی و نگرانیهای موجود در اسرائیل نسبت به مصر را کاهش دهد. به عنوان نمونه، وی در اردیبهشت ۱۳۵۲ (مه ۱۹۷۳) در دیدار با گلدا مایر، نخستوزیر وقت اسرائیل، صراحتاً از او درخواست کرد که سیاست متعادلتر و معتدلتری در قبال مصر اتخاذ نماید.
فروش آرمانهای اسلامی در سایه روابط شاه و سادات
همزمانی این تلاشها با دوستی شخصی میان شاه و سادات، فرصتی بیبدیل فراهم ساخت تا محمدرضا پهلوی به عنوان مشوق اصلی سادات برای ورود به مذاکرات با اسرائیل و بهبود مناسبات دوجانبه عمل کند. به نظر میرسد یکی از نقاط اشتراک استراتژیک و فکری انور سادات و محمدرضا پهلوی، اعتقاد به لزوم برقراری رابطه مسالمتآمیز با اسرائیل بوده است. این امر زمانی آشکارتر شد که انور سادات در سال ۱۳۵۴ شمسی (۱۹۷۵ میلادی)، در مقابل دیدگان حیرتزده مردم مصر، جهان عرب و مسلمانان، به سرزمینهای تحت اشغال اسرائیل سفر کرد. پس از جیمی کارتر، شاه ایران دومین رهبر کشوری بود که از این اقدام حمایت کرد و آن را سرآغازی برای مذاکرات آتی میان مصر و اسرائیل دانست؛ اقدامی که از منظر منتقدان، خیانتی دیگر به آرمانهای جهان اسلام تلقی گردید.