

(3)(4)(5).jpg)
بازار تبریز آنلاین -موسی کاظمزاده : هر سال با فرا رسیدن ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، بازار تبریکها، مراسمها و یادبودها داغ میشود. مدیران در سخنرانیهای پرزرقوبرق از اهمیت رسانه و جایگاه رفیع خبرنگار میگویند، لوحهای تقدیر اهدا میشود و عکسهای یادگاری، قاب میگیرند. اما آیا این مراسمها، فراتر از ظاهر ماجرا، فرصتی واقعی برای بازاندیشی درباره وضعیت حرفه خبرنگاری در ایران فراهم میکند؟
خبرنگار، بهصورت کلاسیک، وجدان بیدار جامعه است. کسی که پرسش میپرسد، حقیقت را دنبال میکند، قدرت را نقد میکند و در برابر فساد، بیعدالتی و پنهانکاری میایستد. اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، فاصلهای عمیق میان این تعریف آرمانی و واقعیت روزمره خبرنگاری در کشور است.
یکی از نمودهای نگرانکننده این واقعیت، اشتغال بخش زیادی از خبرنگاران در دستگاههای اجرایی و نهادهای دولتی است. در استان آذربایجان شرقی و بهویژه شهر تبریز، این وضعیت بهگونهای پررنگتر خود را نشان میدهد. شمار قابل توجهی از خبرنگاران، بهجای فعالیت مستقل در رسانهها، اکنون در روابط عمومی نهادها، سازمانها و ادارات مشغول به کار هستند. این جابجایی، اگرچه ممکن است از منظر معیشتی قابل توجیه باشد، اما در عمل منجر به کاهش صداهای مستقل و کاستن از نقش انتقادی رسانهها در سطح استان شده است.
خبرنگاری که خود در خدمت ساختار دستگاه ها، سازمان ها و نهادهای مختلف است، چگونه میتواند منتقد آن باشد؟ چگونه میتواند بازتابدهنده صدای مردم باشد وقتی صدای خودش در لابهلای ساختار بروکراتیک گم شده است؟
از سوی دیگر، سالهاست که دولتمردان، فارغ از تغییر دولتها، به جای پذیرش نقد و پرسشگری، با ابزارهای مختلف سعی در کنترل و مهار رسانهها دارند. نتیجه آن، اتخاذ تصمیمگیریهای پشت درهای بسته، حذف تدریجی شفافیت و استمرار آزمون و خطا در سیاستگذاریهاست. و در چنین شرایطی، نقش خبرنگار بیش از پیش به سکوت و هماهنگی تقلیل یافته است.
روز خبرنگار، در این فضا، بیش از آنکه زمان تجلیل باشد، باید فرصتی برای تأمل و آسیبشناسی باشد. آیا خبرنگار امروز ما، همچنان امکان طرح پرسشهای جدی و اساسی را دارد؟ آیا فضای رسانهای عصر امروز، تاب شنیدن نقد و حقیقت را دارد؟ و مهمتر از همه: وقتی خبرنگار، خود پشت درهای بسته نشسته است، چه کسی قرار است در را برای حقیقت باز کند؟
تا زمانی که استقلال رسانهها به رسمیت شناخته نشود، امنیت شغلی خبرنگاران تضمین نگردد و مسئولان نقدپذیر نباشند، روز خبرنگار تنها به یادبودی سالانه تبدیل خواهد شد؛ نه نشانهای از زندهبودن رسانه، بلکه نمادی از خاموشی تدریجی آن. برای برونرفت از این وضعیت، راهکارهای عملی میتوانند مسیر را هموار کنند: ایجاد تعاونیهای رسانهای مستقل یا بسترهای دیجیتال با حمایت مالی مردمی از طریق مدلهای اشتراکی و تأمین مالی جمعی میتواند وابستگی مالی خبرنگاران به نهادهای دولتی را کاهش دهد؛ برگزاری کارگاههای آموزشی برای تقویت مهارتهای حرفهای خبرنگاران در زمینه فناوریهای نوین و مدلهای اقتصادی رسانه، آنها را به ابزارهای استقلال مجهز میکند؛ و سرانجام، ایجاد فضایی برای گفتوگوی ملی میان خبرنگاران، مدیران رسانهها و سیاستگذاران میتواند به تدوین قوانینی برای تضمین امنیت شغلی و استقلال حرفهای منجر شود.
روز خبرنگار باید نهتنها یادبود، بلکه نقطه شروعی برای بازسازی هویت پرسشگر و نقاد روزنامهنگاری باشد.