

.jpg)
محمدرضا پهلوی ظواهر را بر واقعیت ترجیح میداد و با شهرسازی نمایشی، تهران را به شهری وسیع اما غیرقابل کنترل و با بحرانهای جدی امنیت، آب و برق تبدیل کرد، بدون توجه به نیازهای واقعی مردم و زیرساختها رها کرد.
محمدرضا پهلوی در دوران سلطنت خود همواره به ظواهر و جلوههای شهری اهمیت میداد، اما کمتر به عمق مسائل و اصول بنیادین توسعه میاندیشید. اسناد تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد و مصاحبه با محمد باهری نشان میدهد که شاه دلخوش به عمارات عظیم، دانشگاههای متعدد و پروژههای چشمگیر بود، بدون آنکه کیفیت، ظرفیت یا اثرگذاری واقعی آنها را بررسی کند.این شیوه شهرسازی، که میتوان آن را «شهرسازی نمایشی» نامید، موجب شد که تهران به شهری وسیع و در عین حال غیرقابل کنترل تبدیل شود. پروژهها و ساختمانهای عظیم، اگرچه از نظر ظاهری چشمگیر بودند، اما زیرساختها و مسائل اجتماعی آنها نادیده گرفته شده بود. تامین امنیت، آب و برق شهر در این دوره به چالشی جدی تبدیل شد و نشان داد که صرف توسعه کمّی بدون برنامهریزی دقیق، میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.
شهرسازی نمایشی پهلوی
شاه، به جای توجه به اصول شهرسازی و نیازهای واقعی جمعیت، بیشتر به کانژانتور و نمایش قدرت اهمیت میداد. تعداد زیاد دانشگاهها، حجم بالای ساختمانها و پروژههای کلان، در عمل به پیشرفت پایدار و اصولی کشور کمک نکرد و نشاندهنده فاصله میان ظاهر و واقعیت توسعه بود.درس این تجربه تاریخی برای امروز روشن است: توسعه شهری و ملی باید بر اساس تحلیلهای علمی، زیرساختی و اجتماعی باشد، نه صرفاً بر اساس جلوههای ظاهری. بدون توجه به کیفیت و کاربرد واقعی پروژهها، هرچه شهر بزرگتر و زیباتر به نظر برسد، مشکلات عملی آن نیز گستردهتر خواهد شد