

.jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : تبریز در سال ۲۰۲۵ بهعنوان یکی از «پایتختهای محیط زیست کشورهای آسیایی» معرفی شد؛ عنوانی که در نگاه نخست، موجی از امید را در میان شهروندان برانگیخت و بسیاری آن را نشانهای از آغاز دورهای تازه در بهبود وضعیت زیستمحیطی شهر دانستند. با این حال، واقعیت امروز تبریز فاصلهای جدی با این تصویر آرمانی دارد. آلودگی هوا در ماههای اخیر به مرحلهای رسیده است که تعطیلی مدارس و ادارات به امری تکراری تبدیل شده، هشدارهای بهداشتی برای گروههای حساس صادر میشود و کیفیت زندگی شهروندان تحت تأثیر مستقیم قرار گرفته است. این وضعیت نشان میدهد که شهر همچنان با چالشهای عمیق زیستمحیطی مواجه است و عنوان اعطاشده، به تنهایی نتوانسته است این مشکلات را کمرنگ کند.
کارشناسان محیط زیست بارها تأکید کردهاند که تبریز با بحران جدی آلودگی هوا روبهرو است. ترکیبی از ذرات معلق ریز، گازهای آلاینده ناشی از ترافیک سنگین، استفاده از سوختهای سنگین صنعتی و تأثیر اقلیم خاص منطقه موجب شده است که کیفیت هوا در بسیاری از روزهای سال به مرز هشدار برسد. در کنار این، کاهش فضای سبز، فرسایش منابع آب، مدیریت ناکارآمد پسماند و آثار تغییرات اقلیمی، فشار مضاعفی بر محیط زیست شهر وارد کرده است. تعطیلی ادارات و مدارس نشانهای روشن از این واقعیت است که مشکلات زیستمحیطی نه موضوعی انتزاعی، بلکه عاملی مؤثر بر زندگی روزمره مردم است.
تبریز ۲۰۲۵؛ شهر سبز در رؤیا یا دود در واقعیت؟
عنوان «پایتخت محیط زیست آسیا» برای تبریز میتواند فرصتی ارزشمند باشد؛ فرصتی برای جلب توجه مسئولان، نهادها و مردم به اهمیت حفاظت از محیط زیست و ضرورت برنامهریزی عملی در این حوزه. مسئولان اعلام کردهاند که این انتخاب بر اساس ظرفیتهای طبیعی و اقدامات زیرساختی دوستدار محیط زیست صورت گرفته است. با این حال، هنگامی که شهری که چنین عنوانی را دریافت کرده، با بحران آلودگی و تعطیلیهای پیدرپی مواجه است، این پرسش طبیعی مطرح میشود که آیا معیارهای انتخاب با واقعیت امروز شهر سازگار بوده است و آیا مسئولان نسبت به پیامدهای چنین عنوانی احساس مسئولیت مضاعف دارند یا خیر. شهروندان حق دارند انتظار داشته باشند که چنین انتخابهایی در عمل نیز ملموس شود و تنها در سطح شعار باقی نماند. در غیر این صورت، این عنوان به برچسبی نمادین تبدیل میشود که نه کمکی به زیستپذیری شهر میکند و نه اعتماد عمومی را تقویت خواهد کرد.
با وجود این، واقعیت امروز تبریز میتواند نقطه آغاز تغییر نیز باشد. بحران موجود فرصتی فراهم میکند تا مردم، رسانهها، نهادهای مدنی و مسئولان با مطالبهگری، برنامهریزی و همکاری، مسیر اصلاح را هموار کنند. اگر اراده جمعی شکل بگیرد، تبریز میتواند به معنای واقعی کلمه شهری دوستدار محیط زیست باشد؛ شهری که هوای پاک، فضای سبز کافی، مدیریت پایدار منابع و خیابانهای بدون دود در آن تحقق یابد و نه صرفاً در بنرها و گزارشهای رسمی.
تبریز؛ پایتختی روی کاغذ، شهری در تنگنای نفس
برای رسیدن به چنین نقطهای، مجموعهای از اقدامات ضروری باید با جدیت دنبال شود. مهمترین گام، کنترل و کاهش آلودگی هواست؛ اقدامی که بدون ساماندهی صنایع آلاینده، نوسازی ناوگان حملونقل فرسوده، محدودیت مصرف سوختهای سنگین و ارتقای استانداردهای زیستمحیطی امکانپذیر نیست. در کنار این، توسعه و حفاظت از فضای سبز باید در اولویت قرار گیرد. افزایش پوشش گیاهی نه تنها به کاهش ذرات معلق کمک میکند، بلکه نقش مهمی در تعدیل دما، بهبود منظر شهری و افزایش کیفیت زندگی ایفا میکند.
مدیریت منابع آب و پسماند نیز باید با نگاه علمی و پایدار اصلاح شود. تقویت شبکه تصفیهخانههای فاضلاب، نوسازی مراکز بازیافت و ایجاد نظام کارآمد تفکیک پسماند میتواند فشار بر محیط زیست را به شکل محسوسی کاهش دهد. توسعه حملونقل عمومی پاک و ایجاد مسیرهای ایمن برای پیادهروی و دوچرخهسواری نیز از اقداماتی است که میتواند وابستگی به خودروهای شخصی و میزان آلایندگی را کاهش دهد.
تبریز؛ پایتخت محیط زیست آسیا یا شهر زیر سایه آلودگی؟
در کنار این اقدامات ساختاری، نقش مردم نقشی کلیدی است. افزایش آگاهی عمومی درباره پیامدهای آلودگی، ضرورت صرفهجویی در مصرف انرژی و آب، اهمیت تفکیک پسماند و رعایت اصول زیستمحیطی در زندگی روزمره میتواند مسیر اصلاح را کوتاهتر کند. شفافیت نیز عامل مهمی است. مردم حق دارند از برنامهها، اقدامات و نتایج آنها اطلاع داشته باشند. ارائه گزارشهای شفاف و مستمر از سوی مسئولان، اعتماد عمومی را افزایش میدهد و زمینه مشارکت واقعی را فراهم میکند.
در نهایت باید پرسید: آیا تبریز قرار است واقعاً «پایتخت محیط زیست آسیا» باشد یا این عنوان تنها کارکرد تبلیغاتی دارد؟ پاسخ به این پرسش در گرو اراده واقعی، برنامهریزی دقیق و اقدام عملی است. اگر این اراده شکل بگیرد، روزی خواهد رسید که کودکان تبریز به جای آسمان خاکستری، آسمانی آبی ببینند و مردم بدون نگرانی از آلودگی نفس بکشند. آن روز، این عنوان معنای واقعی خود را خواهد یافت؛ معنایی نه در قالب شعار، بلکه در کیفیت هوایی که شهروندان تنفس میکنند.
تبریز ظرفیت آن را دارد که به الگوی موفق حفاظت از محیط زیست در میان شهرهای ایران و منطقه تبدیل شود. اما تحقق چنین الگویی تنها با عمل ممکن است. اگر مسئولان و مردم همزمان وارد میدان شوند، تبریز میتواند فراتر از یک عنوان، شهری باشد که در آن نفس کشیدن نه یک دغدغه، بلکه حق طبیعی همه شهروندان باشد.