

.jpg)
شهرها تنها با خیابانها، ساختمانها و نقشههای توسعه شناخته نمیشوند؛ آنچه به یک شهر هویت میبخشد، انسانهایی هستند که بیهیاهو در آن زیستهاند و اثر خود را بر زندگی دیگران گذاشتهاند. تبریز، شهری با پیشینهای عمیق در فرهنگ، مقاومت و مسئولیت اجتماعی، بیش از هر چیز وامدار همین انسانهاست؛ انسانهایی که شاید نامشان کمتر بر زبانها جاری شده، اما حضورشان در حافظه جمعی شهر زنده مانده است. آنان را میتوان «زندهنامان» تبریز نامید.
زندهنامان کسانیاند که برای شهر، نه بهعنوان یک سکوی شهرت، بلکه بهعنوان خانهای مشترک زیستهاند. آنها مسئولیت را بر عنوان ترجیح دادند و خدمت را جایگزین نمایش کردند. زندگیشان با تبریز گره خورد و دغدغهشان، بهبود حال مردم این شهر بود. برخی در عرصه فرهنگ، برخی در آموزش، برخی در درمان، برخی در کارهای اجتماعی و برخی در سادهترین اما مؤثرترین نقشها، سهم خود را ادا کردند؛ بیآنکه انتظار دیدهشدن یا قدردانی رسمی داشته باشند.
قصه آدمهایی که از تبریز عبور نکردند، تبریز شدند
در روزگاری که سرعت زندگی و رقابت برای دیدهشدن، بسیاری از ارزشها را به حاشیه برده است، یادآوری زندهنامان یادآوری یک انتخاب است؛ انتخاب میان بودن و دیدهشدن. آنان بودن را انتخاب کردند. بسیاری از آنها اگر میخواستند، میتوانستند مسیرهای آسانتر، پررنگتر و حتی پرمنفعتتری را برگزینند، اما ماندن در کنار مردم و کارکردن برای شهر را ترجیح دادند. این انتخاب، تبریز را غنیتر و انسانیتر کرد.
تبریز با زندهنامانش نفس میکشد. رد پای آنان در مدرسهای که ساخته شد، بیماری که درمان شد، دانشجویی که راهش را پیدا کرد، محلهای که جان گرفت و فرهنگی که حفظ شد، باقی مانده است. این اثرگذاری، از جنس عدد و آمار نیست، بلکه از جنس اعتماد، امید و پیوند اجتماعی است. زندهنامان، سرمایههای انسانی شهری هستند که ارزششان با گذر زمان کم نمیشود.
بیادعایی، نقطه مشترک همه این انسانهاست. آنان نه در پی نام بودند و نه در انتظار تشویق. کار را وظیفه میدانستند، نه امتیاز. همین نگاه باعث شد اثرشان عمیق و ماندگار شود. شهری که چنین انسانهایی را در خود پرورش داده، ظرفیت بالایی برای عبور از بحرانها و ساختن آینده دارد. تبریز، در بزنگاههای تاریخی، بارها بر شانه همین انسانهای مسئول و صبور ایستاده است.
زندهنامان؛ تبریز با آدمهایش ماندگار است
زندهنامان تنها متعلق به گذشته نیستند. امروز نیز در میان ما زندگی میکنند؛ در کوچهها، ادارهها، کلاسها و مراکز خدماتی. شاید نامشان تیتر خبرها نباشد، اما اگر نباشند، خلأشان بهسرعت احساس میشود. شناخت و روایت این انسانها، صرفاً یک کار نمادین یا احساسی نیست، بلکه اقدامی فرهنگی برای تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی و الگوسازی واقعی برای نسلهای بعد است.
پرداختن به زندهنامان، یعنی توجه به لایه انسانی شهر. شهری که فقط به پروژهها و آمارها تکیه کند، روح خود را از دست میدهد. تبریز، برای ماندگاری، نیازمند زنده نگهداشتن همین روایتهاست؛ روایت کسانی که سهم خود را بیصدا پرداختند و رفتند، اما شهر را تنها نگذاشتند.
سرمقاله درباره زندهنامان، دعوتی است به تأمل در این پرسش ساده اما مهم: چه چیزی یک انسان را برای یک شهر ماندگار میکند؟ پاسخ، نه در مقام و نه در ثروت، بلکه در میزان مسئولیتی است که فرد نسبت به پیرامون خود میپذیرد. زندهنامان تبریز، با عمل خود این پاسخ را دادهاند.
تبریز، شهری است که با آدمهایش تعریف میشود. حفظ نام و یاد زندهنامان، حفظ سرمایه معنوی شهر است؛ سرمایهای که اگر قدر دانسته شود، مسیر آینده را روشنتر میکند. این شهر، بیش از هر چیز، به انسانهایی نیاز دارد که بیادعا بمانند، اما اثرگذار زندگی کنند؛ همانگونه که زندهنامان زیستند.