

(2)(2).jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : بازار تبریز در حافظه تاریخی ایران نه صرفاً یک مجموعه معماری، بلکه نهادی زنده و پویا بوده است که قرنها نقش ستون فقرات اقتصاد شهری، در سطح محلی، منطقه ای و بین المللی را ایفا کرده است؛ فضایی که در آن تجارت، فرهنگ و روابط اجتماعی به شکلی درهمتنیده جریان داشتهاند. با این حال، این قلب تپنده امروز در نقطهای حساس ایستاده است؛ نقطهای که در آن، ضرورتهای معیشتی و الزامات ناشی از تبدیل شدن به یک میراث جهانی زیر نظر یونسکو، بیش از هر زمان دیگری با یکدیگر تلاقی یافتهاند.
تحولات سالهای اخیر، چه در سطح ملی و چه در بستر جهانی، الگوهای سنتی خرید و فروش را دستخوش تغییر کرده است. رشد فزاینده تجارت الکترونیک، گسترش مراکز خرید مدرن و تغییر ذائقه مردم و کاهش قدرت خرید شهروندان، کارکرد تاریخی بازارها را در سال های اخیر با چالشهایی جدی مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، بازار تبریز نیز ناگزیر از بازتعریف جایگاه خود در زیستبوم اقتصادی شهر است. همزمان، توجه روزافزون به ظرفیتهای گردشگری این مجموعه، نگاهها را از یک فضای کار و تولید به یک «مقصد» برای بازدید تغییر داده است؛ تغییری که اگرچه در ظاهر میتواند فرصتساز باشد، اما در بطن خود حامل نوعی جابهجایی اولویتهاست.
بازار تبریز؛ از قلب اقتصاد شهری تا ویترین گردشگری
مسأله اصلی آنجاست که غلبه رویکرد گردشگریمحور، در صورت فقدان سیاستگذاری متوازن، میتواند به تدریج بازار را از کارکرد اصیل خود تهی کند. افزایش حضور واحدهای صرفاً نمایشی، تغییر ترکیب صنوف، و فاصله گرفتن قیمتها از توان خرید مشتریان بومی، نشانههایی است که در صورت بیتوجهی، به فرسایش تدریجی هویت اقتصادی بازار خواهد انجامید. بازاری که روزگاری محل شکلگیری اعتماد، تعامل و شبکههای پیچیده صنفی بود، در معرض آن قرار میگیرد که به ویترینی زیبا اما کمجان بدل شود.
در این میان، پرسش بنیادین آن است که آیا سیاستگذاری شهری و اقتصادی توانسته است میان «حفظ میراث» و «حفظ معیشت» تعادلی پایدار برقرار کند یا خیر. تجربه بسیاری از فضاهای تاریخی در جهان نشان داده است که تبدیل شتابزده اینگونه مکانها به جاذبههای صرف گردشگری، در نهایت به کاهش پویایی اقتصادی و حتی افت جذابیت آنها میانجامد؛ چرا که آنچه گردشگر را جذب میکند، نه صرفاً کالبد تاریخی، بلکه جریان زنده زندگی در آن است.
از این منظر، آینده بازار تبریز نه در موزهای شدن آن، و نه در رهاسازی کامل به منطق بازار مدرن تعریف میشود، بلکه در طراحی هوشمندانه تعادلی است که در آن، هم زیست اقتصادی بازاریان تضمین شود و هم ارزشهای تاریخی و فرهنگی آن پاس داشته شود. حمایت هدفمند از کسبوکارهای بومی، جلوگیری از تجاریسازی افراطی و حفظ تنوع صنفی، از جمله اقداماتی است که میتواند این تعادل را تقویت کند. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که این میراث بیبدیل، به تدریج از درون تهی شده و آنچه باقی میماند، تنها پوستهای از شکوه گذشته باشد؛ پوستهای که دیگر توان روایت کامل داستان خود را نخواهد داشت.