

.png)
بازار تبریز آنلاین -موسی کاظمزاده : وقتی نام «ایران قوی» به میان میآید، ذهن بسیاری از ما به سمت موشکهای پیشرفته، نفتخیزِ پول، نیروهای نظامی مقتدر یا دانشمندان هستهای میرود. بیشک، اینها ابزارهای قدرت هستند و افتخاراتی برای کشور ما محسوب میشوند. اما آیا اینها به تنهایی برای ساختن یک «ایران قوی» کافی هستند؟ پاسخ کوتاه و صریح این است: خیر.
قدرت واقعی یک کشور، جمع جبریِ تواناییهای تکتک اجزای آن نیست، بلکه حاصلِ ضربِ این تواناییها در «ضریب همبستگی» است. اگر ضریب همبستگی صفر باشد، هر چقدر هم که تواناییهای فردی و ملی بالا باشد، نتیجه نهایی صفر خواهد بود. انسجام ملی، همان چسبی است که اجزای مختلف جامعه را به هم متصل میکند و از یک توده خاک رس، یک دیوار محکم میسازد. بدون این چسب، حتی بهترین آجرها هم در برابر اولین طوفان فرو میریزند.
قدرت واقعی در قلبهای یکپارچه است
بیایید به تجربه کشورهای قدرتمند جهان نگاه کنیم. چه چیزی باعث شده است برخی کشورها با وجود کمبود منابع طبیعی، به ابرقدرتهای اقتصادی و سیاسی تبدیل شوند؟ پاسخ، «همبستگی ملی» آنهاست. وقتی مردم یک کشور احساس کنند که همه در یک قایق هستند و سرنوشتشان به هم گره خورده، از اختلافات قومی، مذهبی و طبقاتی میگذرند و تمام انرژی خود را صرف پیشرفت میکنند. در ایران، ما تنوعهای قومی و مذهبی بینظیری داریم. این تنوع اگر با انسجام همراه شود، یک فرصت طلایی است؛ اما اگر انسجام نباشد، همین تنوع تبدیل به نقطه ضعف و تهدید میشود.
دشمنان ایران هم به خوبی این معادله را درک کردهاند. آنها میدانند که نمیتوانند با جنگ مستقیم به ملت ما آسیبی برسانند، چون دفاع ملی ما قوی است. به همین دلیل، خط اصلی مأموریت آنها، «تفرقه انداختن» است. آنها میخواهند با بزرگ کردن اختلافات، ایجاد شکاف بین مردم و مسئولان، و تحریک حساسیتهای قومی و مذهبی، ضریب همبستگی ما را به صفر برسانند. اگر آنها در این نقشه موفق شوند، تمام قدرت نظامی و علمی ما بیاثر خواهد شد، چون پایههای خانه لرزان شده است.
بدون همدلی، «قدرت» فقط یک توهم پرهزینه است
ایران قوی، کشوری است که در آن یک شهروند در شرق کشور، دغدغه یک شهروند در غرب را دارد. ایران قوی، جایی است که وقتی بحرانی پیش میآید، همه مثل یک خانواده به میدان میآیند، همانطور که در زلزلهها و سیلهای گذشته دیدیم. این روحیه، همان قدرت نرم است که پشت قدرت سخت را میگیرد و آن را دوام میبخشد. بدون این روحیه، قدرت سخت فقط یک هزینه زائد برای بودجه کشور است که نتیجهای در میدان واقعی ندارد.بنابراین، اگر میخواهیم ایران قوی داشته باشیم، باید تمرکز خود را از صرفاً تقویت ابزارهای فیزیکی، به تقویت پیوندهای معنوی و اجتماعی تغییر دهیم. انسجام ملی یعنی اینکه ما «ما» را بر «من» ترجیح دهیم. یعنی بدانیم که پیشرفت من، در گرو پیشرفت توست و امنیت من، وابسته به امنیت توست. این یک شعار عاطفی نیست، یک ضرورت راهبردی برای بقا و قدرتآفرینی است.
در نهایت، قدرت بدون انسجام معنی ندارد. برای اینکه ایران در منطقه و جهان کلمهی آخر را بگوید، برای اینکه اقتصادمان شکوفا شود و برای اینکه امنیتمان پایدار بماند، راهی جز دست دادن به هم و ساختن دیواری محکم از انسجام ملی نداریم. ایران قوی فقط با موشک ساخته نمیشود، با دلهای یکپارچه ساخته میشود.