

.jpg)
در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که اصلاحات ارضی در ایران با فشار و تحمیل مستقیم ایالات متحده آمریکا اجرا شد. برخلاف ادعاهای مقامات آمریکایی، هدف اصلی این طرح نه ارتقای سطح رفاه و عدالت اجتماعی در میان مردم ایران، بلکه تقویت سرمایهداری وابسته به آمریکا در برابر جریانهای کمونیستی و گشودن بازاری گسترده برای فروش کالاهای مصرفی آمریکایی در کشور بود.دو سال پس از آغاز اجرای برنامه اصلاحات ارضی، با افزایش نارضایتی عمومی از نتایج آن و همزمان با سخنرانیهای افشاگرانه امام خمینی(ره) درباره اهداف پنهان این طرح استکباری، رژیم پهلوی به بازداشت ایشان و در پی آن، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ انجامید. پس از این رخداد، دولت آمریکا در قبال اوضاع ایران موضعی دوگانه اتخاذ کرد: از یکسو، به پشتیبانی تبلیغاتی و سیاسی از محمدرضا شاه پرداخت، انقلاب سفید و سرکوب قیام مردم را تأیید نمود و در بیانیههایی رسمی اعلام کرد:«شاه حافظ منافع ایالات متحده و مردی نیکنهاد است که از سنگر آمریکا در منطقه خلیج فارس دفاع میکند.»همچنین رئیسجمهور کندی در نامهای خطاب به شاه، ضمن ابراز تأسف از وقوع قیام مردم، نوشت:«با گذشت زمان و آگاهی مردم از اقدامات شما در جهت گسترش عدالت اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر برای همگان، چنین ناآرامیهایی از میان خواهد رفت.»
بازار آمریکا در ایران؛ داستان گمشده اصلاحات
اما در سوی دیگر، کنگره آمریکا برای بررسی علل ناکامی اصلاحات ارضی و افزایش نفرت مردم ایران از سیاستهای آمریکایی، فشارهایی را بر دولت ایران وارد ساخت و تحقیقاتی در زمینه فساد اداری و سوءاستفاده سیاستمداران ایرانی از کمکهای مالی آمریکا آغاز کرد. یکی از اعضای کنگره در اینباره اظهار داشت: «صرف بررسی میزان کمکهای ایالات متحده به ایران کافی نیست، بلکه باید مسئولانی که این کمکها را به نادرستی مصرف کرده و زمینه نارضایتی مردم را فراهم آوردند، شناسایی شوند.»در گزارشی دیگر که توسط پژوهشگران آمریکایی در اختیار وزارت خارجه ایالات متحده قرار گرفت، آمده بود: «اکثریت مردم ایران بر این باورند که کمکهای مالی آمریکا نه تنها اثری در بهبود وضعیت زندگی آنان نداشته، بلکه صرف اسراف و فساد شده و هیچ تغییر ملموسی در معیشت عمومی پدید نیاورده است.»