

.png)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : همه ما در کودکی داستانهایی از «تکدرخت» تنهایی شنیدهایم؛ درختی که ریشههایش در خاک است اما سایهاش تنها برای خودش است. وقتی طوفان میآید، شاخههای شکنندهاش یکییکی میشکنند و در نهایت، چیزی جز یک خاطره از او باقی نمیماند. اما تصور کنید یک جنگل انبوه را؛ درختی که کنار درخت دیگر ایستاده است. ریشهها در هم تنیده شدهاند و شاخهها به هم تکیه دادهاند. باد سهمگینتر که شود، آنها محکمتر به هم میچسبند.
جامعه ما هم دقیقاً مثل همین جنگل است. وقتی صحبت از «وحدت» میشود، شاید برخی فکر کنند منظور فقط همنظر بودن در تمام مسائل است؛ اما اینگونه نیست. وحدت به معنای یکسان بودن سلیقهها، رنگها و حتی روشهای زندگی نیست. وحدت یعنی «هممسیر بودن»؛ یعنی اینکه با وجود تفاوتها، بدانیم مقصد نهایی ما یکی است: آبادانی ایران، سربلندی ملت و امنیت خانوادههایمان.امروزه دشمنان این مرز و بوم، به جای تانک و موشک، از سلاحهای تیزتری استفاده میکنند: سلاح «تفرقه». آنها میخواهند با ایجاد اختلاف بین قومیتها، مذاهب و حتی نسلهای مختلف، ریشههای درخت تنهای ما را خشک کنند. آنها میخواهند ما را به جای «جنگل»، به «تکدرختهایی» تبدیل کنند که در اولین طوفانِ بحران اقتصادی یا سیاسی، شکسته شوند. ضرورت وحدت دقیقاً در همین نقطه روشن میشود؛ وحدت سپر دفاعی ما در برابر این توفانهاست.
قدرتِ «ما» در برابر ضعفِ «من»
اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، وحدت همان ضریب امنیت و قدرت ماست. بیایید به اطرافمان نگاه کنیم. کشورهایی که امروز در دنیا حرف برای گفتن دارند، لزوماً غنیترین کشورها نیستند، اما کشورهایی هستند که مردمشان در مواقع بحران، مثل یک آجر محکم کنار هم قرار میگیرند.
وقتی ما متحد هستیم، مشکلات اقتصادی کوچکتر به نظر میرسند، چون بار آن بر دوش میلیونها نفر تقسیم میشود. وقتی متحد هستیم، توطئههای سیاسی بیاثر میمانند، چون دشمن نمیتواند شکافی در دیوار محکم ما پیدا کند. وحدت باعث میشود صدای ما در دنیا رساتر شنیده شود. یک تار تنهایی صدایی ندارد، اما وقتی هزاران تار در کنار هم قرار میگیرند، سازِ حماسی مینوازند.
فراموش نکنیم که پیشرفت علمی، صنعتی و فرهنگی در سایه آرامش است و آرامش تنها در سایه وحدت میتواند دوام بیاورد. اگر هر کس به فکر فقط خودش باشد، جامعه به یک بازار شلوغ و پر از سروصدا تبدیل میشود که در آن هیچکس به دیگری توجهی ندارد و در نهایت، همه بازندهاند. اما وقتی «من»ها کنار هم میایستند و «ما» را میسازند، معجزه رخ میدهد و موانعِ غیرقابل عبور، به پلی برای عبور تبدیل میشوند.
گرههای کور را با نخِ یکرنگ باز کنیم
شاید بپرسید در عمل چه باید کرد؟ وحدت یک شعار نیست که روی کاغذ نوشته شود؛ یک رفتار است. وحدت یعنی وقتی در خیابان راه میرویم، به چهره هموطنانمان با امید نگاه کنیم. یعنی وقتی مشکلی پیش میآید، به جای شایعهسازی و ناامید کردن دیگران، به فکر راهحل باشیم. یعنی تفاوتهای دیدگاهی را به عنوان «تنوع» ببینیم، نه «تهدید».
ما ایرانیها فرهنگی غنی و کهن داریم. در طول تاریخ، بارها دیدهایم که وقتی خطر کشور را تهدید کرده، مردم از هر قوم و قبیله و با هر عقیدهای، دوشادوش هم ایستادهاند و دشمن را شکست دادهاند. این DNA تاریخی ماست. امروز هم دشمن همان دشمن است؛ فقط نقاب عوض کرده است. دشمن امروز میخواهد ما را از درون خالی کند.
ضرورت وحدت امروز بیشتر از هر زمان دیگری احساس میشود. ما در نقطه حساسی از تاریخ قرار داریم. برای عبور از پیچهای سخت اقتصادی و مقابله با فشارهای خارجی، چیزی به جز «همدلی» و «همبستگی» درمانبخش ما نیست. بیایید دست در دست هم دهیم. بیایید به جای تمرکز بر روی نقاطی که ما را جدا میکند، بر روی اشتراکاتی که ما را به هم پیوند میدهد تمرکز کنیم؛ اشتراکاتی مثل نام «ایران»، خون مشترک و آیندهای که باید مشترک بسازیم.
وحدت، کلید طلایی حل تمام معماهاست. اگر این کلید را گم کنیم، درهای پیشرفت به روی ما بسته خواهد ماند؛ اما اگر آن را محکم در دست بگیریم و بچرخانیم، هیچ درگاهی بسته نخواهد ماند