

.jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : در روزگاری که بسیاری از شهرهای ما درگیر پروژههای عمرانی تکراری، نامگذاریهای بیاثر و تصمیمهای کوتاهمدتاند، توجه به سرمایه انسانی و هویت زنده شهری به امری نادر تبدیل شده است. اغلب شهرها زمانی به یاد مفاخر و اثرگذاران خود میافتند که دیگر در میان ما نیستند؛ گویی قدردانی، تنها پس از خاموشی مجاز است. در چنین فضایی، تجربه «زندهنامان تبریز» نهتنها اقدامی فرهنگی، بلکه نشانهای از تغییر نگاه در سیاستگذاری شهری است؛ نگاهی که میتواند و باید به الگویی قابل تعمیم برای سایر شهرهای ایران تبدیل شود.
زندهنامان تبریز از این جهت اهمیت دارد که بر خلاف سنت رایج، انسانهای اثرگذار را در زمان حیاتشان به رسمیت میشناسد. این رویکرد، فراتر از یک نامگذاری نمادین یا اقدامی تبلیغاتی، حامل پیامی روشن است: شهر، حاصل تلاش انسانهاست و پیشرفت آن بدون قدردانی از کنشگرانش ممکن نیست. چنین نگاهی، سرمایه اجتماعی را تقویت میکند و میان شهر و شهروندانش پیوندی عمیقتر برقرار میسازد؛ پیوندی که در بسیاری از شهرهای کشور دچار فرسایش شده است.
زندهنامان تبریز؛ الگویی که شهرهای ایران به آن نیاز دارند
تبریز با اجرای این رویکرد نشان داد که میتوان از قالبهای کلیشهای عبور کرد و به جای تمرکز صرف بر سازهها، به معنا و هویت پرداخت. زندهنامان، روایت رسمی شهر از خود را تغییر میدهد؛ روایتی که در آن، معلمان، هنرمندان، پژوهشگران، کارآفرینان و چهرههای اثرگذار اجتماعی دیده میشوند و نقش آنان در شکلگیری حافظه جمعی به رسمیت شناخته میشود. این اقدام، بهویژه برای نسل جوان، حامل پیامی امیدبخش است: دیدهشدن، امکانپذیر است و اثرگذاری در همین جغرافیا معنا دارد.
آنچه تجربه تبریز را برجسته میکند، این است که این مسیر نه از سر تصادف، بلکه حاصل یک تصمیم آگاهانه مدیریتی است. زندهنامان، اگر با معیارهای روشن، انتخابهای شفاف و استمرار همراه باشد، میتواند به یک سیاست پایدار فرهنگی تبدیل شود. در این صورت، شهر از یک مصرفکننده نامها و نمادها، به تولیدکننده معنا و الگو بدل خواهد شد. این همان نقطهای است که تجربه تبریز را از یک اقدام محلی به الگویی ملی ارتقا میدهد.
قابلیت تعمیم این الگو به سایر شهرهای ایران، بیش از آنکه به ویژگیهای خاص تبریز وابسته باشد، به اصول حاکم بر آن مربوط است. هر شهری در ایران، فارغ از اندازه، موقعیت جغرافیایی یا پیشینه تاریخی، دارای سرمایه انسانی ارزشمند است. مسئله اصلی، نحوه دیدن و روایت کردن این سرمایههاست. اگر مدیریت شهری به این باور برسد که هویت شهر تنها در بناها و پروژهها خلاصه نمیشود، بلکه در انسانهای زنده و فعال آن تبلور مییابد، آنگاه زندهنامان میتواند در هر شهر دیگری نیز معنا پیدا کند.
تبریز، شهری که بزرگانش را زنده دید
البته باید توجه داشت که چنین رویکردی، در صورت فقدان دقت و شفافیت، ممکن است به ضد خود تبدیل شود. اگر انتخاب زندهنامان بدون معیارهای مشخص، عدالت فرهنگی و مشارکت نخبگان انجام گیرد، خطر تقلیل آن به یک ژست تبلیغاتی وجود دارد. تجربه تبریز زمانی ارزش الگوبرداری دارد که با پرهیز از سلیقهگرایی، توجه به تنوع حوزهها و حفظ استقلال فرهنگی همراه باشد. تنها در این صورت است که اعتماد عمومی حفظ میشود و این سیاست، اثرگذاری بلندمدت خواهد داشت.
زندهنامان تبریز، در نهایت، ما را با پرسشی اساسی روبهرو میکند: آیا شهرهای ما آمادهاند که به جای نگاه به گذشته، در زمان حال قدردان سازندگان خود باشند؟ پاسخ به این پرسش، آینده سیاست فرهنگی و اجتماعی شهرهای ایران را رقم خواهد زد. امروز تبریز نشان داده است که میتوان راهی متفاوت را انتخاب کرد؛ راهی که انسان را در مرکز توجه قرار میدهد و هویت شهری را از دل زندگی جاری بیرون میکشد. اکنون نوبت دیگر شهرهاست که بیاموزند و تصمیم بگیرند.