

.jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : تبریز در جغرافیای اقتصادی ایران، صرفاً یک شهر مرزی یا صنعتی نیست؛ شهری است که بخش مهمی از هویت تاریخی آن با تجارت، بازرگانی و ارتباط با بازارهای پیرامونی شکل گرفته است. موقعیت جغرافیایی تبریز، این شهر را در نقطه اتصال ایران به ترکیه، قفقاز و مسیرهای تجاری منطقه قرار داده است؛ اما امروز یک پرسش جدی پیش روی اقتصاد تبریز قرار دارد: آیا این شهر به اندازه موقعیت جغرافیایی، ظرفیت صنعتی و پیشینه تجاری خود از بازارهای منطقه بهره میگیرد؟
واقعیت این است که آذربایجان شرقی از ظرفیت قابل توجهی در تجارت خارجی برخوردار است. در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ بیش از ۲.۸ میلیون تن کالا به ارزش یک میلیارد و ۴۷۲ میلیون دلار از گمرکات استان صادر شده و گمرک تبریز با بیش از ۸۶۱ میلیون دلار، بیشترین سهم را در میان گمرکات استان به خود اختصاص داده است. ترکیه با بیش از ۵۵۳ میلیون دلار، بزرگترین مقصد صادراتی استان و ارمنستان با حدود ۳۰۱ میلیون دلار، دومین مقصد صادراتی بودهاند. این ارقام نشان میدهد که ارتباط اقتصادی تبریز و آذربایجان شرقی با بازارهای پیرامونی نهتنها وجود دارد، بلکه ظرفیت قابل توجهی نیز دارد.
با این حال، مسئله اصلی «داشتن تجارت» نیست؛ مسئله، فاصله میان ظرفیت موجود و جایگاهی است که تبریز میتواند در اقتصاد منطقه به دست آورد. در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ نیز حدود ۸۰ درصد صادرات آذربایجان شرقی به پنج کشور ترکیه، ارمنستان، عراق، افغانستان و گرجستان انجام شده است؛ آماری که از پیوند قابل توجه اقتصاد استان با بازارهای پیرامونی حکایت دارد، اما همزمان این پرسش را مطرح میکند که چرا این روابط تجاری هنوز به یک شبکه قدرتمند و پایدار تجارت منطقهای تبدیل نشده است؟
تبریز از یک مزیت کمنظیر برخوردار است؛ در فاصلهای مناسب از بازار ترکیه قرار دارد، به قفقاز دسترسی دارد و از مسیرهای ارتباطی شمالغرب کشور میتواند به بازارهای گستردهتری متصل شود. کریدور ارس نیز میتواند جایگاه شمالغرب ایران را در ارتباط با قفقاز و اروپا تقویت کند. اما جغرافیا بهتنهایی ثروت تولید نمیکند. موقعیت جغرافیایی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که با زیرساخت مناسب، لجستیک کارآمد، دیپلماسی اقتصادی، شناخت بازارهای مقصد، استانداردسازی، بستهبندی، برندسازی، تأمین مالی و شبکههای حرفهای صادرات همراه شود.
از این منظر، چالش تبریز را نمیتوان فقط در کمبود تولید یا محدودیت بازار داخلی خلاصه کرد. بخشی از مسئله، فاصله میان تولید و بازار منطقهای است. تبریز ظرفیتهای صنعتی، معدنی، کشاورزی، غذایی، دارویی و دانشبنیان قابل توجهی دارد؛ اما برای تبدیل این ظرفیتها به قدرت اقتصادی منطقهای، باید زنجیرهای منسجم میان تولیدکننده، صادرکننده، شرکتهای لجستیکی، شبکههای توزیع، خدمات مالی و بازارهای هدف شکل بگیرد.
تبریز نباید فقط صادرکننده کالا باشد؛ باید به مرکز تجارت منطقهای تبدیل شود. این دو مفهوم تفاوت اساسی دارند. شهری که کالا صادر میکند از تجارت سهم میبرد، اما شهری که شبکه بازرگانی، لجستیک، توزیع، خدمات مالی، برندهای منطقهای و زنجیره تأمین را در اختیار دارد، از اقتصاد تجارت بهرهمند میشود. این همان نقطهای است که بازار تاریخی تبریز نیز دوباره اهمیت پیدا میکند.
بازار تبریز در گذشته صرفاً محل خرید و فروش کالا نبود؛ شبکهای گسترده از اعتماد، اعتبار، ارتباط و تجارت بود که با بازارهای دوردست پیوند داشت. تاجران تبریزی فقط در محدوده شهر فعالیت نمیکردند؛ آنها بخشی از شبکه تجارت ایران و منطقه بودند. امروز فناوری، مرزهای تجارت را دگرگون کرده و فاصله میان تولیدکننده و مصرفکننده را کاهش داده است. بنابراین پرسش مهم این است که آیا بازار تبریز میتواند همان روح تجارت تاریخی خود را با ابزارهای جدید بازآفرینی کند؟
امروز ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان فقط همسایگان تبریز نیستند؛ بخشی از جغرافیای اقتصادی پیرامون این شهرند. اگر تبریز این کشورها را صرفاً مقصد صادرات چند قلم کالا ببیند، از بخش بزرگی از ظرفیت خود استفاده نکرده است. نگاه آیندهنگر باید این بازارها را حلقههایی از یک زنجیره بزرگتر اقتصادی بداند؛ زنجیرهای که میتواند از تولید و صادرات تا ترانزیت، خدمات فنی و مهندسی، گردشگری، تجارت الکترونیک، سرمایهگذاری مشترک و خدمات بازرگانی امتداد پیدا کند.
رقابت اقتصادی امروز دیگر فقط بر سر داشتن کارخانه و سرمایه نیست؛ رقابت بر سر مسیر عبور کالا، سرمایه، اطلاعات و خدمات است. در چنین شرایطی، موقعیت تبریز یک امتیاز است، اما امتیازی که اگر به سیاست و برنامه اقتصادی تبدیل نشود، ممکن است بهتدریج ارزش خود را از دست بدهد. شهرهای دیگر منطقه نیز در حال توسعه زیرساختهای تجاری و ترانزیتی خود هستند و هر مسیری که سریعتر، ارزانتر و مطمئنتر کالا و سرمایه را جابهجا کند، سهم بیشتری از تجارت منطقه را به خود اختصاص خواهد داد.
از این رو، تبریز به یک نقشه راه روشن برای تجارت منطقهای نیاز دارد؛ نقشهای که در آن دولت، بخش خصوصی، اتاق بازرگانی، گمرک، صنعت، دانشگاه، مجموعههای دانشبنیان، شهرداری و فعالان بازار در مسیر واحدی حرکت کنند. هدف نباید فقط افزایش رقم صادرات باشد؛ هدف باید تبدیل تبریز به یک مرکز اثرگذار در شبکه تجارت شمالغرب ایران و پیونددهنده اقتصاد ایران با بازارهای ترکیه و قفقاز باشد.
اقتصاد تبریز زمانی میتواند از ظرفیت همسایگی خود بهدرستی استفاده کند که از نگاه «همسایهمحور» به نگاه «بازارمحور» برسد؛ یعنی به جای اینکه صرفاً به این فکر کند که چه کالایی را میتوان به کشورهای همسایه فروخت، بپرسد چگونه میتوان بخشی از زنجیره ارزش و تجارت این بازارها را در تبریز مستقر کرد.
مسئله امروز تبریز این نیست که آیا با کشورهای همسایه تجارت دارد یا نه؛ آمارها پاسخ این پرسش را دادهاند. پرسش بزرگتر این است که آیا تبریز به اندازه موقعیت تاریخی و جغرافیایی خود تجارت میکند؟
بازار تبریز قرنها پیش فهمیده بود که ثروت در انزوا ساخته نمیشود؛ در ارتباط ساخته میشود. امروز نیز راه آینده اقتصاد تبریز از همین اصل میگذرد. تبریز اگر میخواهد دوباره جایگاه تاریخی خود را در تجارت منطقهای بازیابد، نباید تنها به نزدیکبودن به بازارهای ترکیه و قفقاز افتخار کند؛ باید از این نزدیکی، مزیت اقتصادی، فرصت سرمایهگذاری و قدرت تجاری بسازد. تبریز نباید فقط نزدیک بازارهای منطقه باشد؛ باید خودش یکی از مراکز اصلی آن بازارها باشد.