

(3)(4).jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده : معدن را نمیتوان فقط با مقدار طلایی که از دل زمین بیرون میآورد سنجید؛ همانگونه که توسعه را نمیتوان تنها با میزان سرمایهگذاری، تولید و اشتغال تعریف کرد. ارزش واقعی یک معدن زمانی آشکار میشود که بخشی از ثروتی که از دل یک سرزمین و آن منطقه استخراج میشود، به زندگی بهتر مردم همان سرزمین بازگردد.
معدن طلای اندریان در شهرستان ورزقان، در منطقهای قرار گرفته که هم از ظرفیتهای معدنی قابل توجه برخوردار است و هم در همسایگی یکی از ارزشمندترین زیستبومهای کشور، یعنی ارسباران، قرار دارد. همین همجواری، اهمیت مسئولیت اجتماعی و محیطزیستی فعالیت معدنی در این منطقه را دوچندان میکند. مسئولان منابع طبیعی نیز در همین راستا بارها بر ضرورت ایجاد توازن میان بهرهبرداری اقتصادی از معادن و حفاظت از سرمایههای طبیعی ارسباران تأکید کردهاند.
از این منظر، مسئله اندریان نباید صرفاً به میزان استخراج طلا محدود شود. پرسش مهمتر این است که این فعالیت اقتصادی چگونه میتواند به توسعه پایدار منطقه کمک کند؟
اینجاست که مفهوم «مسئولیت اجتماعی معدن» اهمیت پیدا میکند. مسئولیت اجتماعی نباید به یک عنوان تشریفاتی، چند اقدام مناسبتی یا مجموعهای از کمکهای پراکنده محدود شود. مسئولیت اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که مردم منطقه بتوانند آثار آن را در زندگی خود ببینند؛ در راه بهتر، آب پایدارتر، زیرساخت مناسبتر، محیطزیست سالمتر، اشتغال پایدارتر و آیندهای امیدوارکنندهتر برای نسلهای بعد.
در سالهای اخیر، موضوع مسئولیت اجتماعی معدن اندریان از سوی برخی مسئولان محلی مورد تأکید قرار گرفته و از اختصاص بخشی از درآمد معدن به امور عمرانی، آبرسانی و بهسازی راههای منطقه سخن گفته شده است. همچنین حمایت معدن از مطالعات آبخیزداری در سطح گستردهای از اراضی بالادست سد حاجیلار مطرح شده است. این اقدامات، اگر در چارچوب یک برنامه مستمر و قابل ارزیابی دنبال شوند، میتوانند گامی در جهت پیوند میان فعالیت معدنی و توسعه منطقه باشند.
اما یک گام مهمتر نیز لازم است؛ شفافیت. جامعه محلی حق دارد بداند مسئولیت اجتماعی یک معدن چگونه تعریف شده، چه اولویتهایی دارد، چه میزان اعتبار برای آن در نظر گرفته شده و این اعتبار در چه پروژههایی هزینه میشود. این پرسشها الزاماً به معنای متهمکردن بهرهبردار نیست؛ برعکس، شفافیت میتواند اعتماد میان معدن، مردم و مسئولان را تقویت کند.
معدن طلای اندریان به یک الگوی روشن برای مسئولیت اجتماعی نیاز دارد؛ الگویی که در آن پروژهها بر اساس نیازهای واقعی منطقه اولویتبندی شوند، منابع مشخص باشند، زمانبندی داشته باشند و نتیجه آنها قابل سنجش باشد.
اگر مشکل آب وجود دارد، باید برای آن برنامه داشت. گر راههای روستایی نیازمند بهسازی هستند، باید سهم مسئولیت اجتماعی معدن در آن مشخص باشد. اگر محیطزیست منطقه نیازمند حفاظت و احیاست، باید برنامه پایش و جبران آثار احتمالی فعالیت معدنی وجود داشته باشد. اگر جوانان منطقه نیازمند شغل هستند، مسئولیت اجتماعی باید به سمت آموزش، مهارتآموزی و ایجاد اشتغال پایدار نیز حرکت کند.
و اگر قرار است معدن سالها به فعالیت خود ادامه دهد، باید از امروز برای روزی نیز اندیشید که منابع معدنی به پایان میرسند و آنچه برای منطقه باقی میماند، زیرساخت، دانش، مهارت، اشتغال و سرمایه انسانی باشد.
این همان نقطهای است که باید مفهوم مسئولیت اجتماعی را از «کمک به منطقه» به «سرمایهگذاری برای آینده منطقه» تغییر داد.
در چنین نگاهی، حتی پروژههایی مانند آبخیزداری اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ زیرا مسئله فقط اجرای یک پروژه نیست، بلکه حفاظت از منابع آب و خاک و افزایش تابآوری منطقه در برابر بحرانهای آینده است. حمایت اعلامشده از مطالعات آبخیزداری در بالادست سد حاجیلار میتواند در صورت تداوم و اجرای موفق، نمونهای از همین نگاه بلندمدت باشد.
البته مسئولیت اجتماعی نباید جایگزین وظایف قانونی دولت یا دستگاههای اجرایی شود. معدن قرار نیست به جای دولت مدرسه، راه یا شبکه آب بسازد؛ بلکه باید در چارچوب قانون و تعهدات خود، در توسعه اجتماعی و اقتصادی پیرامون محل فعالیتش نقشآفرینی کند.
از سوی دیگر، جامعه محلی نیز باید در تعیین اولویتهای مسئولیت اجتماعی سهم داشته باشد. شاید اولویت یک روستا آب باشد، اولویت روستای دیگر راه و اولویت منطقهای دیگر اشتغال و آموزش. بنابراین نسخه واحدی برای مسئولیت اجتماعی وجود ندارد؛ این مسئولیت باید از دل نیازهای واقعی جامعه محلی شکل بگیرد.
در نهایت، باید یادآوری بشود که «حساب پس دادن» اندریان نباید تعبیر خصمانه داشته باشد. حساب پس دادن یعنی ارائه یک گزارش روشن به مردم؛ یعنی اینکه معدن بگوید چه مسئولیتی را پذیرفته، چه کاری انجام داده و برای سال آینده چه برنامهای دارد.
این شفافیت نه تهدید معدن، بلکه پشتوانه آن است. معدنی که بتواند آثار اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی فعالیت خود را شفاف توضیح دهد، اعتماد بیشتری در جامعه محلی ایجاد خواهد کرد. مردم نیز وقتی بدانند ثروت زیر پایشان چگونه به توسعه بالای زمین تبدیل میشود، نگاهشان به معدن از یک فعالیت صرفاً اقتصادی به یک شریک توسعهای تغییر خواهد کرد.
معدن طلای اندریان امروز میتواند فراتر از یک معدن طلا دیده شود؛ میتواند آزمونی برای این باشد که چگونه میتوان میان استخراج ثروت، حفاظت از طبیعت و توسعه جامعه محلی تعادل ایجاد کرد.
طلای اندریان متعلق به امروز است؛ اما مسئولیت آن در برابر فردا نیز باقی خواهد ماند. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که اندریان چه میزان طلا استخراج میکند؟
پرسش بزرگتر این است: از این طلای زیرزمین، چه میزان آینده برای مردم روی زمین ساخته خواهد شد؟
و این همان صورتحسابی است که اندریان، مانند هر معدن دیگری، دیر یا زود باید در برابر مردم، محیطزیست و آینده منطقه ارائه کند.
یادداشت اختصاصی بازار تبریز آنلاین
✍️ موسی کاظمزاده